محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

132

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - ابن ماجه : 1 / 471 ، الطبقات الكبرى : 2 / 244 ، البيان و التعريف : 2 / 257 ، نهاية الارب فى فنون العرب شهاب الدين احمد بن عبد الرحمن نويرى : 18 / 375 ، امتاع الاسماع : 546 . « امتاع الاسماع » به جاى لفظ « نسوة : زنان » ، ( قالت زينب بنت جحش و صواحبها : زينب دختر جحش و ديگر زنان گفتند ) را آورده است ، در تذكرة الخواص سبط ابن جوزى : 62 چاپ حيدريه : 36 چاپ ايران ، كنز العمال : 3 / 138 ، و : 4 / 52 ، سر العالمين و كشف ما فى الدارين ابو حامد غزالى : 21 ، انتشارات النعمان ، نيز به همين صورت روايت شده است . در حديث جابر آمده : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هنگام مرگش كاغذى خواست تا براى امتش نوشته‌اى بنويسد كه گمراه نشوند و ديگران را هم دچار انحراف نكنند ولى به حدى همهمه و سر و صداى بيهوده راه انداختند كه پيامبر آن كار را نكرد . نگاه كنيد به مصادر پيشين ، و مجمع الزوائد : 9 / 33 ، السنن الكبرى : 3 / 435 ، مسند احمد : 3 / 346 ح 14768 ، مسند ابو يعلى : 3 / 393 ح 1869 و 1871 ، المعجم الكبير : 11 / 445 ح 12261 ، الثقات : 7 / 342 ح 10364 . در حديث ابن عباس آمده است كه وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در حالت احتضار بود فرمود : استخوان كتفى بياوريد تا نوشته‌اى بنويسم كه پس از من دچار اختلاف نشويد . گروهى بيهوده سر و صدا و همهمه كردند . آن زن گفت : واى بر شما ، شرم كنيد ! بگذاريد رسول خدا نوشته‌اش را بنويسيد . رجوع كنيد به مسند احمد ، تحقيق احمد محمد شاكر : 1 / 293 ح 2676 و 3111 ، صحيح بخارى : 4 / 1612 ح 4169 ، و : 5 / 2146 ح 3545 ، صحيح مسلم : 3 / 1259 ح 1637 ، مسند ابى عوانه : 3 / 476 ح 5757 ، السنن الكبرى : 3 / 433 ح 5852 ، و : 4 / 360 ح 7516 . در حديث ديگرى ابن عباس به نقل از عكرمه مىگويد : پيامبر هنگام بيمارىاى كه به دنبال آن از دنيا رفت ، فرمود : برايم كاغذ و دوات بياوريد تا چيزى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نخواهيد شد ، عمر بن خطاب گفت : چه كسى مدائن روم را فتح كرد ؟ رسول خدا نمىميرد تا اين‌كه آنجا فتح شود و اگر از دنيا رفت ، منتظر او مىشويم همان‌طور كه بنى اسرائيل به انتظار موسى نشست . زينب همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم گفت : آيا نمىشنويد -