محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

116

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - حالىكه از حكومت وقت مىترسيدم سپس به زيارت امام حسين عليه السّلام رفتم به ناگاه ديدم كه زمين آنجا را شخم زده‌اند و در آن آب به راه انداخته‌اند و گاوها و كارگرها را روانه آنجا كرده‌اند . و من با چشم خودم مىديدم كه گاوها را به زور در آنجا به پيش مىراندند ، آنها به پيش مىرفتند تا اين‌كه به قبر مىرسيدند در اين هنگام به سمت چپ و راست منحرف مىشدند با عصا آنها را به شدت مىزدند ولى فايده‌اى نداشت و آنها به هيچ‌وجه قبر را لگد نمىكردند . من نتوانستم زيارت كنم پس به سمت بغداد رفتم درحالىكه اين ابيات را مىخواندم : تاللّه إن كانت امية قد أتت . . . رجوع كنيد به آدب الطّفّ جواد شبر : 1 / 327 ، چاپ اول - بيروت ، 1388 ه - 1969 م متوكل تنها به آزار و اذيت زنده‌ها اكتفا نكرد بلكه به قبرهاى مردگان هم تجاوز و تعدى كرد . پس قبر امام حسين عليه السّلام و منازل و خانه‌هاى اطراف آن‌را ويران كرد و مردم را از زيارت او بازداشت ، منادى او بانگ برآورد : هركه را نزد قبر امام حسين عليه السّلام بيابيم در مطبق - زندان زيرزمينى - حبس مىكنيم . همان‌طور كه در مناقب آل ابى طالب : 3 / 221 و در امالى شيخ طوسى : 329 آمده است اين شعر به عبد اللّه بن دانيه منسوب است . او اين شعر را درحالى سرود كه از كشته شدن متوكل بىخبر بود و همان شب خبر قتلش به او رسيد . رجوع كنيد به الكامل فى التأريخ : 7 / 55 و مقاتل الطالبيين : 130 و 428 . متوكل على بن جهم را به خود نزديك مىكرد زيرا او دشمن امير المؤمنين على عليه السّلام بود . ابو جهم فردى زن‌صفت بود . روزى ابو العيناء شنيد كه او به امام طعنه مىزد . ابو العيناء به او گفت : تو به امام طعنه مىزنى براى اين‌كه او فاعل و مفعول ( هم‌جنس بازهاى ) قوم لوط را كشت و تو از آن دو پست‌ترى . بليغ‌ترين و شيواترين مطلبى كه در خصوص اين جرأت و فداكارى خواندم اين بود : روزى اديب و دانشمند معروف ، ابن سكيت در مجلس متوكل كينه‌جو كه عداوت و دشمنى با امام على را آشكارا اعلام مىكرد ، حضور داشت . او به ابن سكيت ( شيخ اديب يعقوب بن اسحاق دورقى اهوازى مشهور به ابن سكيت ، با نحو كوفىها ، علوم قرآنى و لغت و شعر -