محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

112

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - در مصر ، مردى به‌نام سعيد كيلانى در اين عصر كه عصر فضاست زندگى مىكند او كتابى به نام « اثر التشيع فى الادب العربى » تأليف كرده است . او مىگويد : شيعيان اشعارى را از زبان يزيد بن معاويه جعل كرده‌اند : هاشميان پادشاهى و حكومت را بازيچه قرار دادند پس نه پادشاهى آمد و نه وحىاى نازل شد . از قبيله خندف نيستم اگر از فرزندان احمد انتقام آنچه او انجام داد ، نگيرم . بله استاد ! اين شعر دروغى است كه شيعيان آن‌را جعل كرده‌اند و به يزيد نسبت داده‌اند همچنين اين‌كه يزيد ريحانه رسول حسين را كشته كذب است و اين‌كه او دختران پيامبر را سوار بر شتران بدون محمل كرده كذب است و اين‌كه او با تركه دندان‌هاى پيشين سيد و سرور جوانان بهشت را سوراخ كرده كذب است . جنگ مكه و مورد هدف قرار دادن كعبه با منجنيق كذب است ، تصرف مدينه منوره و واقعه حره كذب است ! همه اينها را شيعيان جعل كرده‌اند ! ما جز يكى از دو مورد زير ، دليلى براى تكذيب‌هاى تابعى و كيلانى و كسانىكه تأليفاتى از اين دست دارند نمىيابيم : 1 - دشمنى با خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم . 2 - خيانت و توطئه براى از بين بردن وحدت كلمه و ايجاد شكاف و رخنه در صفوف مسلمانان براى نفوذ استعمارگران كه دشمنان دين و وطن هستند . شاعر عراقى مرحوم عبد الباقى افندى عمرى در « الباقيات الصالحات » با گفته خود به اين ابيات اشاره كرده است : اگر آنچه به كلاغ ، هنگام سردادن نغمه جدايى گفته است صحيح باشد ، يقين به كافر بودن او پيدا مىكنى اصل اين ابيات همان‌طور كه در الصواعق : 116 آمده ، سروده ابن زبعرى است كه بيتى مشتمل بركفر ، به آن افزوده است . نگاه كنيد به صورة الأرض ابن حوقل : 161 ، مرآة الجنان يافعى : 1 / 135 ، الكامل ابن اثير : 4 / 35 ، مروج الذهب مسعودى : 2 / 91 العقد الفريد : 2 / 313 ، اعلام النساء : 1 / 504 ، مجمع الزوائد : 9 / 198 ، الشعر و الشعراء : 151 ، الاشباه و النظائر : 4 ، الأغانى : 12 / 120 ، الفتوح -