تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
546
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
تعداد افلاك و خصوصيات آنها و اما عدد افلاك كليه نُه تاست و افلاك جزئيه بسيار است . اولين فلك از افلاك كليه فلك اطلس است كه همان فلك الافلاك بوده و سير شبانه روز مربوط به اوست و دوم از آنها فلك ستارههاى ثوابت است و حركت ثوابت به گونهاى كُند است كه شايد در هر هفتاد سال يك درجه طى مسافت كنند . بنا بر اين : حركت اين فلك در غايت ضعف مىباشد و به خاطر غايت بطىء بودن حركت ستارههاى مركوز در آن فلك ، آنها را فلك ثوابت ناميدهاند . ولى حركت سريعه به فلك اطلس اختصاص دارد . چون حاجى رحمه الله گفته است : « و بالسريعة اخصصنّ اوّله » و ضمير راجع به افلاك را مذكر آورده با اينكه بايد مؤنث مىآورد لذا عذر خواسته و مىگويد : تذكير ضمير به اعتبار ارجاع ضمير به فلك است و مراد از فلك جنس است كه بر تعدد دلالت دارد . سپس براى اشاره به كمّيت سرعت فلك اطلس مىگويد : اگر شخصى به لفظ واحد تلفظ كند - كه در هر ثانيه مىتوان چهار مرتبه لفظ واحد را گفت - و آن با يك طرفة العين مطابق است فلك اطلس در اين مدت سطح مقعّر آن مقدار « هغ قصو » ميل كه به حروف ابجد پنج هزار و صد و نود و شش ميل است و آن هزار و هفتصد و سى و دو فرسخ مىباشد از مسافت سطح محدّب فلك دوم را مىپيمايد و اما مقدار حركت سطح محدّب فلك الافلاك را خدا مىداند ؛ زيرا بشر نمىتواند مقدار ثخن فلك اقصى را تعيين نمايد چون راهى براى استخراج آن ندارد ، ولى ثخن افلاك ديگر را مىتوان به واسطهء تعيين بُعد فلك محيط بر آن تعيين نمود ؛ چون به واسطهء رصد بُعد ستارههاى يك فلك را تعيين نموده و سپس بُعد ستارهء فلكى كه بالاتر از اوست تعيين نمودهاند و تفاضل بُعدين عبارت از ثخن فلك محاط است و اين راه در فلك اطلس ممكن نيست . بعد از كرهء ثوابت كرات كواكب سبعهء سياره است كه عبارت از زحل و مشترى و