تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
482
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
حركت جوهرى و بيان ادلّهء آن و جوهرية لدينا واقعة * إذ كانت الأعراض كلّاً تابعة نزد ما حركت جوهرى داراى واقعيت است و بر اين ادعا وجوه و ادلهاى است . دليل اول : تبعيت اعراض از جواهر همهء اعراض ، تابع جوهر - كه عبارت از طبيعت و صورت نوعيه است - مىباشند و از جملهء آن اعراض ، حركات در مقولات اربع است ؛ چون حركت در آنها مسلماً ثابت است و اين چهار مقوله از اعراض بوده و اعراض از خود چيزى نداشته ، بلكه تابع متبوع خود مىباشند و به جهت همين تابعيت است كه گفتهاند : صور نوعيه مبادى آثار خاصه هستند ، چنان كه ان شاء اللّه به زودى بيان خواهد شد . و طبيعت را چنين تعريف كردهاند كه : طبيعت بالذات مبدأ اول براى حركت و سكون چيزى است كه طبيعت در آن است . « 1 » و الطبع إن يثبت فينسدّ العطا * بالثابت السيّال كيف ارتبطا طبع متبوع اعراض اگر ثابت و قارّ باشد باب عطاى خداوندى منسدّ مىشود ؛ زيرا متجددات عرضيه و متغيراتى كه در اين عالم در عرض هم هستند لياقت استناد به حق قديم را ندارند ؛ چون براى ملائكهء مقربين حالت منتظره و تغير نيست تا چه رسد به جناب خداوندى . پس اگر حركت در جوهر عالم طبيعت نباشد ، اين متجددات و متغيرات نمىتوانند به حق قديم مستند باشند ؛ چرا كه استناد متغير به ثابت محال است . از طرفى طبايع و صورى كه حكما آنها را مصادر حركات قرار دادهاند بر فرض عدم وقوع حركت در جوهر ، ثابت مىباشند پس چگونه مىتواند متغير به ثابت مرتبط باشد ؟ زيرا تخلف معلول از علت جايز نيست ، پس وقتى ثابت علت سيال باشد لازم
--> ( 1 ) - شفا ، بخش طبيعيات ، ص 13 ؛ اسفار ، ج 3 ، ص 65 و ج 5 ، ص 250 .