تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

453

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

تعليمى از مقولهء كمّ نباشد بلكه از مقولهء كيف باشد ؛ چون نفس تعين و تحدد از مقولهء كيف است و اگر از جسم تعليمى ، صورت جوهريهء مأخوذه با تعين مذكور مراد باشد پس براى جسم تعليمى اتصال هست ولى آن اتصال به واسطهء امرى خارج از آن نيست ، بلكه به سبب اشتمال آن بر صورت جسميه است ، يعنى همان صورت جسميه با تعين و تحدد امتداد ، جسم تعليمى خواهد بود و اين قول ، مختار محققين است و كلام شيخ الرئيس نيز در شفا و تعليقات با اين قول موافق مىباشد . « 1 » توضيح اين قول چنان كه بعضى گفته‌اند « 2 » اين است كه : در جسم فقط ممتد واحدى در جهات هست ، پس اگر اين ممتد واحد على الاطلاق ملاحظه شود بدون اينكه به تناهى يا لا تناهى متعين شود و بدون اينكه امتدادات آن به تعين مقدارى متعين شود اعم از اينكه مقدار مطلق يا مخصوص باشد ، به اين اعتبار صورت جسميه و جوهر مىباشد و اگر ممتد من حيث هو متعين بتعينٍ مّا و مقدارٍ مّا ملاحظه شود جسم تعليمى مطلق و اگر من حيث هو متعين بتعين مخصوص ملاحظه شود ، جسم تعليمى مخصوص خواهد بود . اصل دوم : مساوقت اتصال و شخصيت اتصال و متصلِ بالذات با شخصيت مساوق است ؛ زيرا شخصيت و تشخص و وجود به حسب مصداق و خارج يك چيز هستند ، چنان كه معلم ثانى و صدر المتألهين و بعضى ديگر از محققين گفته‌اند . « 3 » پس تعدد و وحدتِ هر يك از وجود و تشخص ، موجب تعدد و وحدت ديگرى خواهد بود و وجود در خارج ، همان ماهيت است و در خارج ، ماهيت و نحوه‌اى از وجود كه تشخص است دو چيز نيستند . بلى زيادت وجود بر ماهيت تنها در تصور و ذهن است . پس متصل واحد داراى

--> ( 1 ) - شفا ، بخش الهيات ، ص 317 و 343 ؛ تعليقات شيخ الرئيس ، ص 54 و 56 و 88 و 107 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : اسفار ، ج 5 ، ص 87 . ( 3 ) - رجوع كنيد به : تعليقات فارابى ، ص 53 ؛ اسفار ، ج 2 ، ص 10 ؛ قبسات ، ص 197 - 198 .