تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

445

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

مىگويند : بيش از اجرام صغار صلبه جوهرى در عالم نيست و چيزهاى ديگر اعراض و كيفيات مىباشند . لذا گفته‌ايم كه در هيولى بالمعنى الاعم كه پيش همهء ملل ثابت و معلوم الإنّية و الوجود است اختلاف است كه آيا واحد و يا كثير است و على كل تقدير آيا جسم است يا خير ؟ پس اگر واحد و جسم باشد قول اشراقيين و رواقيين است و اگر واحد و غير جسم باشد كه ماده است قول مشائين است و اگر كثير و جسم باشد قول ذىمقراطيس است و اگر كثير و غير جسم باشد قول متكلمين مىباشد . پس بين اين چهار گروه در ماهيت هيولى تشاجر است و آنچه پيش همهء آنها مسلم است اين است كه هيولى جوهر است . البته قول ديگرى هم هست و آن اينكه هيولى عرض است و آن ، قول ضرار متكلم « 1 » است « 2 » كه به نظّام هم نسبت داده شده است « 3 » و لكن آن سخيف است .

--> ( 1 ) - ضرار بن عمرو متكلم امام فرقهء ضراريه - از فِرَق جبريه - است . آنان در عقايدشان ، از اشاعره و معتزله متأثر هستند . ضرار مىگويد : خداوند در روز قيامت ، در بهشت ديده مىشود و افعال بندگان ، مخلوق خداوند است و بنده مكتسب آن مىباشد ، حجتِ پس از پيامبر به اجماع معيّن مىشود و خبر واحد از او پذيرفته نمىشود . نيز مصحف عبد اللّه بن مسعود و ابىّ بن كعب را نمىپذيرند و مىگويند : خداوند آنها را نازل نكرده است . ضرار معتقد است : امامت در غير قريش هم واقع مىشود و حتى اگر امر امامت بين قرشى و نبطى مردّد شود ، نبطى را مقدّم مىداريم چون او در عدد كمتر و وسيله‌اش ضعيف‌تر است و زمانى كه با شريعت مخالفت ورزد ، خلعش آسان‌تر است . ( 2 ) - رجوع كنيد به : نقد المحصل ، ص 189 ؛ شرح مقاصد ، ج 3 ، ص 23 . ( 3 ) - رجوع كنيد به : ملل و نحل ، ج 1 ، ص 58 ؛ اسفار ، ج 5 ، ص 67 - 68 .