تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

397

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

ربط متغير به ثابت بدون اشكال خواهد بود چنان كه اشكال ربط حادث به قديم نيز رفع خواهد شد . تطبيق مطلب با متن كتاب اينك به معناى تحت اللفظى غرر ربط حادث به قديم مىپردازيم : سبب حادث ، حادث است و اگر سبب حادث ، حادث نباشد بايد حادث و مسبَّب هم طول دهر لابث و قديم باشد ، و اين خلف است ؛ زيرا مسبّب ، حادث فرض شده بود ، پس هنگامى كه مسبب حادث بود بايد سبب هم حادث باشد و به آن سبب نقل كلام مىكنيم و هكذا الى غير النهاية حوادث غير متناهى و مجتمع در وجود و مترتب بر يكديگر لازم مىآيد و اين تسلسل است كه باطل است . ليكن علاوه بر عدم تناهى سلسلهء حوادث ، تخلف مسبَّب از سبب قديم نيز لازم مىآيد و حال آنكه به واسطهء دليل و برهان بايد تمام ممكنات و حوادث به واجب منتهى شوند و تخلف مسبب از سبب جايز نيست . اين اصل شبهه است . و اما جواب آن اين است كه حكما قائل شده‌اند و مقول قول ايشان دو بيت بعدى است يعنى : حركة دورية تجدّدت * نسبها و ذاتها قد ثبتت كما بثابت ثباتها ارتبط * كان لحادث حدوثها وسط نسبت حركت دوريهء فلك متجدد مىشود و ذات حركت ثابت است ؛ زيرا چنين گفته‌اند كه : در هر حركتى امر واحد بسيط مستمرى است كه آن توسط بين مبدأ و منتها و يا حركت توسطيه است كه راسم امر ممتدى است كه آن حركت به معناى قطع و يا حركت قطعيه است . پس حركت توسطيه به اعتبار ذاتش ، امرى ثابت و دائم است و همانا تجدد به اعتبار نسبت آن به حدود مفروضه در « فيما فيه الحركة » است . بنا بر اين : حركت از حيث ذات ، يعنى آن امر بسيط محفوظِ در آن حدود ، به مبدأ