تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
38
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
پس از اينجا مىدانيم كه وصف كثرت از اوصاف مرتبهء نقصان است و عالم طبيعت كه مرتبهء نازلهء وجود است ؛ چون در مرتبه نقصان است كثرات در آن ملاحظه مىشود و هر چه نقصان كمتر شود كثرت كمتر مىشود پس وحدتِ مقابل كثرت از اوصاف كماليه است ، وجود هر چه كاملتر شود وحدت قوت مىگيرد و آنجا كه وجود شدت دارد وحدت متأكّد و شديد است . و هكذا علم را كه ملاحظه مىكنيم مىبينيم آخرين نقطهء وجود در نظام كل هيولاى اولى بوده كه در حاشيهء وجود واقع گرديده است و در آنجا شعاع وجود تا آن مرتبه رفته كه با عدم هم افق بوده و در مرتبهء ضعف الضعف قرار گرفته است كه بعد از آن وادى بحت ظلمانى عدم است و در آنجا هيچ سر و صدايى نبوده و شعاع وجود ضعيف است و در آن نقطهء مقبض فيض ، كأنّ نور و ظلمت همجوار شده و آن نقطهء صرف القوه و لا شىء است . خلّاق متعال ، اظهاراً لقدرته ، سلسلهء صعودى را از لا شىء بيرون آورده است . علم مانند وجود در آن مرتبه ضعيف و قوهء علم بوده و به تدريج كه وجود در سير تكاملى قدم برمىدارد و قوى مىشود ، علم هم مساوق با او قوى مىشود و هر چه نور وجود زياد مىشود نور علم زياد مىشود تا وجود از افق هيولى و عنصر و از افق جسم و معدن و نبات و حيوان و انسان مىگذرد و در همهء اين مراحل سير تكاملى ، علم همقدم با وجود به آن اندازه كه وجود حركت و پرواز نموده است ، افقها را پشت سر مىگذارد . به خلاف جهل كه با وجود ، متعاكس بوده و هر چه وجود نازل شود جهل قوى مىگردد . پس هر جا بتوانيم وصفى را به پاى ميزان مذكور بياوريم آن را كه مساوق با وجود است براى حضرت حق اثبات مىكنيم و اگر با وجود متعاكس باشد آن را از ساحت قدس او سلب مىنماييم . و چون حضرت حق صرف الوجود و تمام وجود است اوصاف كماليه مختص به او بوده و از او كمالات بر وجودات ناقص افاضه مىگردد ، « ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ » « 1 » و آن اوصافى كه وصف حدود است ، مختص به
--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) : 79 .