تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

39

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

موجودات محدود بما انّه محدود بوده و چون حد جهت نقصان اوصاف آن هم اوصاف غير كماليه است ، « ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ » . « 1 » و بالجمله : اگر در پاى ميزان مذكور معلوم شود وصفى از اوصاف حدود است ، و لو ظاهر آيات و ادعيه و اخبار پشت هم ايستاده و چنين وصفى را براى ذات حق اثبات كنند ، دامن اقدس حضرتش را از آن وصف تنزيه نموده و آن را حمل بر مجاز مىنماييم و اگر نتوانيم وصفى را در يكى از كفين ترازوى اوصاف ثبوتيه و سلبيه بسنجيم توقف نموده و از حكم كردن به « لا » و « نعم » خوددارى نموده و به حكم شارع به اينكه اسماء اللّه توقيفيه است به عين قبول نگريسته و آن را نصب العين خود قرار مىدهيم . كيفيت انتزاع صفات بدون لزوم تركب در ذات حال كه ميزان عقلى ضابط اوصاف جمال كه لايق جناب حق است به طور اجمال ذكر شد ، باب ديگرى از بحث گشوده و اوصاف را يكى پس از ديگرى به طور تفصيل به پاى ميزان آورده و ذكر مىنماييم . از اوصافى كه به پاى ميزان آورده علم و قدرت و اراده و حيات است و در اثبات وجود آنها آن ادلهء ثلاثه را - برهان خلف و استقامت و برهان امتن قرآنى كه در استحكام آن محتاج به بطلان تسلسل نيستيم - جارى نموده و علم واجب و قدرت واجب و اراده و حيات واجب را اثبات مىنماييم . و چون بعد از اثبات اين واجبات طرح اشكالى بجاست و آن اينكه تعدد واجبات لازم مىآيد ، بعد ان شاء اللّه باب ديگرى خواهيم گشود و معلوم خواهد گشت كه تعدد واجب لازم نمىآيد و اين دو جمله را در آنجا تحقيق خواهيم نمود كه : « هل يجوز انتزاع مفهوم واحد من المتكثّرات و المتخالفات أم لا ؟ » و « هل يجوز انتزاع مفاهيم متعدّده من شىء واحد أم لا ؟ » در بادى نظر چنين مىنمايد كه هيچ كدام جايز نباشد ، به اين بيان : عقل كه

--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) : 79 .