تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
366
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
دارد « وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى » . « 1 » گمان نشود كه غير از رمى ظاهرى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رمى ديگرى هم بوده است ، بلكه تنها رمى خاكى بوده و همان به هر دو نسبت داده مىشود و حكيم همين نسبت را در سرتاسر موجودات عالم اعم از افعال و غير آنها جارى مىداند و از عقل اول تا منتهاى عالم وجود به اين مقاله قائل است كه همهء موجودات حقيقةً به او نسبت داده مىشود با اينكه حكيم به خلق ترتيبى قائل است . ولى شما به كواكب و خورشيد و ماه كه مىرسيد مىگوييد غير از خدا كيست تا اينها از او صادر شده باشد ؟ ولى به افعال كه مىرسيد مىگوييد : من رفتم ، من كردم ، من گفتم و من در اين افعال مستقل هستم و خدا اصلًا در آنها دخيل نيست . با اينكه افعال هم موجودات هستند . علت اين كار همان غفلت و عدم اعتقاد به توحيد افعالى است ؛ زيرا اگر به توحيد افعالى قائل بوديم چنان كه خود قرآن آن را گوشزد كرده است : « أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ » « 2 » « أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ » « 3 » همهء موجودات و افعال را به او نسبت مىداديم . و بالجمله : حكيم يك ميزان علمى در دست دارد كه در همهء مراحل ميزان است و آن اين است كه او به ترتيب خلق قائل است ، چون قاعدهء « الواحد لا يصدر منه الّا الواحد » مسلم است و دليل آن منحصر به دليلى كه ما ذكر كرديم نيست ، بلكه براهينى بر آن قائم است و كمتر قاعدهاى در فلسفه به اين متانت هست ، « 4 » در عين حال تفويض را هم محال مىداند .
--> ( 1 ) - انفال ( 8 ) : 17 . ( 2 ) - واقعه ( 56 ) : 64 . ( 3 ) - واقعه ( 56 ) : 72 . ( 4 ) - رجوع كنيد به : شرح اشارات ، ج 3 ، ص 122 ؛ التحصيل ، ص 531 ؛ مطارحات ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 385 - 386 ؛ قبسات ، ص 351 - 367 ؛ اسفار ، ج 2 ، ص 204 - 210 و ج 7 ، ص 204 - 236 .