تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
35
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
عقايد « ظهور » يك پول ارزش ندارد ، لذا اگر در قرآن « يَدُ اللَّهِ » وارد شد ، « 1 » چون يد لازمهء جسم است بايد گفت : مجاز بوده و به يك نحو اعتبارى « يَدُ اللَّهِ » گفته شده است و همچنين اگر وصفى لازمهء صراحة الوجود باشد ، مىگوييم براى حق و واجب الوجود ثابت است . بعد از اثبات ذات واجب الوجود بحث ديگر اين است كه كدام وصف لايق جناب اوست و كدام وصف لياقت حضرت حق را ندارد ؟ برهان عقلى در تشخيص صفات سلبى و ثبوتى يك برهان در تشخيص اوصاف ثبوتيه و سلبيه با ميزان حساس عقلى اقامه مىشود و در اين مرحله دو مقدمه است ؛ گرچه يكى برگشت به ديگرى دارد ولى وقتى تار و پود مطلب را باز مىنماييم ، ظاهر رو مىنمايد . يكى اينكه اوصافى كه براى حضرت حق ثابت مىشود بايد به عقد امكان عام حمل شده تا با وجوب و عقد ايجابى ، امكان سازش داشته باشد و امكان خاص چون مقابل وجوب است - زيرا آن سلب ضرورت از طرفين مىنمايد در صورتى كه وجوب ضرورة الثبوت است - با عقد ايجابى منافى است ، لذا اوصاف ثابته براى حق نبايد با عقد امكان خاص باشد ، بلى چون امكان عام تنها سلب ضرورت از جانب مخالف مىنمايد ؛ لذا با وجوب تألّف داشته و فقط نفى امتناع مىكند . بنا بر اين لازم است حمل اوصاف بر ذات بارى با قضيهء ممكنهء عامه باشد . ديگر اينكه : اوصافى كه براى ذات حضرت احديت ثابت مىشود بايد از اوصافى باشد كه براى موجود بما انّه موجود ثابت است ، يعنى وصف صريح وجود باشد و از اوصافى كه وصف موجودِ محدود بما انّه محدود است نباشد . و بالجمله : بعضى از اوصاف ، مادامى كه وجود از مرتبهء اعلاى صرافت و صراحت و از درجهء شامخهء خود تنزل ننمايد و متخصص الاستعداد نگردد و از اطلاق بيرون نرود و مقيد به قيدى و
--> ( 1 ) - مائده ( 5 ) : 64 .