تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

306

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

غير باشد ، در اين صورت طبق قاعدهء « كلّ ما بالعرض لا بد و أن ينتهى الى ما بالذات » به اختيار ازلى منتهى مىشود و اين منافات ندارد با اينكه فعل شخص اختيارى باشد ؛ زيرا در مختاريت فعل ، كافى است كه آن فعل از روى اختيار صادر شده باشد و ديگر لازم نيست خود اختيار هم اختيارى باشد . پس اگر اختيار جبلّى هم باشد ، عيبى ندارد . « 1 » دليل پنجم بر عموميت قدرت حق تعالى و كيف فعلنا إلينا فوّضا * و إنّ ذا تفويض ذاتنا اقتضى إذ خمرت طينتنا بالملكة * و تلك فينا حصلت بالحركة دليل پنجم بر عموميت قدرت ، دليلى است كه خود مرحوم حاجى ذكر مىنمايد كه قول صوفيه است و شواهدى هم از آيات و اخبار دارد . حاصل دليل اين است كه : حقيقت انسانى بلكه حقيقت هر چيزى به صورت اخيرهء اوست كه در دار استعداد ، يعنى دار دنيا تحصيل نموده است . انسان با صورت آخرى و آخرين ورق از اوراق صور كه بر او خورده است از دنيا بيرون مىرود و آن صورت عبارت از ملكه‌اى است كه به دست آورده است . و الحاصل : انسان به سير طبيعى به صورت انسانى نمىرسد و چنان كه بايد و شايد حقيقت انسانى شود نمىشود ، بلكه وقتى به افق حيوانيت رسيد در او اين قوه كه انسان گردد هست و اگر تحت تربيت كسى واقع گردد كه به حقيقت انسانيت خبير است و مىداند كه در چه صورتى و با چه تربيتى اين بذر انسانى انسان مىشود ، ممكن است به حقيقت انسانيت برسد . دستور العمل تربيت بذر انسانى در دفترچهء شرايع انبيا است و اگر رفتار و كردار شخص طبق نظام شريعت باشد ، ملكاتى كه از آن اعمال حاصل مىشود ، صورتى را در نفس وى تشكيل مىدهند كه صفحهء طبيعت او گشته و حقيقت انسانيت ظهور و بروز مىنمايد .

--> ( 1 ) - فصوص الحكم فارابى ، ص 91 .