تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

30

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

سؤال داشته ، عطا نموده است . زهى كرم اين كريم كه قبل از سؤال به سائلين عطا نمود و عالم همه نمونهء اسم « يا كريم » اوست . اين است كه اين سلاسل ، هر سلسله كه جلوى سلسلهء ديگر است فقير و محتاج به اوست و هكذا و لو غير متناهى باشد . اين است كه آشنايان بحر حقايق در ادعيه گفته‌اند : « يا قديم الإحسان » « 1 » أحسن إلينا بإحسانك القديم . پس اين برهان تمام است ؛ گرچه بگوييم تسلسل باطل نيست . و اين برهانى است كه از معرفت انسان به خودش حاصل شده و خداى عليم همهء براهين و آيات را در فطرت انسانى تكميل نموده است ، ولى انسان از آنچه خودش برهان بر اوست و حقايقى كه از آنها حكايت مىنمايد در غفلت است و همهء براهين بر معاد و نبوت و توحيد و عقايد حقهء اسلاميهء اثنى عشريه به طور وضوح در نفس و وجود انسانى است . بلكه هر ذره از آنها حكايت سرّى كه در غايت وضوح است ولى ما آن را سرّ و خفا مىدانيم ، مىنمايد « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ » . « 2 » هر گياهى كه از زمين رويد * وحده لا شريك له گويد اثبات صفات واجب تعالى و قس عليه كلّ ما ليس امتنع * بلا تجسّم على الكون وقع بعد از آنكه اصل وجود واجب - جلّت عظمته - را اثبات نموديم گرچه اثبات صفات براى او خارج از بحث است - زيرا بحث ، در وجود و سلسلهء وجود و نظام مترتبهء بر اين حقيقت است - الّا اينكه چون مطلب اهم است و مناسب است كه در ذيل اثبات وجود شمه‌اى از آنها ذكر گردد ، آن را ذكر فرموده‌اند و ما هم شرح مىدهيم . ميزان كلى در باب اوصاف ذات بارى ، اوصاف اعتبارى نيست ، بلكه اوصاف حقيقى است كه آنها را تحت ضابطهء كلى عقلى درآورده كه كدام وصف لايق جناب

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 88 ، ص 49 و ج 90 ، ص 265 . ( 2 ) - فصلت ( 41 ) : 53 .