تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

290

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

دانستيم لازمهء آن اين است كه امر عدمى را در حقيقت قدرت اعتبار نموده باشيم و حال آنكه امر عدمى از وجود انتزاع نمىشود و اگر قدرت را عين ذات دانستيم ، بايد در ذات يك جهت عدمى ملاحظه نماييم و ناچار بايد اين جهت عدمى از ماهيت انتزاع شود ؛ چون معناى عدمى از وجود انتزاع نمىشود . بنا بر اين امكان در ذات واجب راه پيدا مىكند . و الحاصل : متكلمين بعد از آنكه در مفهوم قدرت انفكاك را شرط دانسته‌اند قدرت را به « صحة الفعل و الترك » تعريف نموده‌اند . « 1 » اين تعريف باطل است ؛ زيرا صحت ، همان امكان است و حال آنكه واجب الوجود بالذات ، واجب الوجود من جميع الجهات است . توضيح اينكه : انفكاك متعلق وقتاً ما ، كشف مىكند از اينكه قدرت ممكن است و بعد از اعتبار قيد انفكاك در مفهوم قدرت لا بد « صحة الفعل و الترك » كه بنا بر تعريف ايشان ، حقيقت قدرت است عبارت از امكان الفعل و الترك خواهد بود و تعريف قدرت « امكان الفعل و الترك » خواهد شد . و در نتيجه قدرت امر امكانى خواهد شد و اگر آن را عين ذات دانستيم لازمه‌اش اين است كه جهت عدمى در ذات راه يابد تا معناى امكانى از آن انتزاع شود . توضيح بيشتر اينكه : اگر وجود متعلق ، ممتنع الصدور باشد ، معنى ندارد زمانى صادر نشود و بعد صادر شود و اگر واجب الصدور باشد معنى ندارد كه در برهه‌اى عاطل بماند ، پس فعل و متعلق قدرت ، ممكن الصدور خواهد بود كه زمانى صادر نشده و بعد صادر مىشود . و اين امكان الصدور از آن شرطى كه در مفهوم اعتبار نموده‌اند توليد مىشود و لذا به خاطر اين امكان صدور قدرت را به « صحة الفعل و الترك » تعريف كرده‌اند ، پس اينكه مرحوم حاجى مىگويد : « الصحة هى الامكان » به جهت تفصيلى است كه بيان شد .

--> ( 1 ) - كشف المراد ، ص 248 ؛ شرح مواقف ، ج 6 ، ص 86 ؛ شوارق الالهام ، ص 441 .