تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
177
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
اگر موجودى در مرتبهء ذات صرف الوجود باشد ، تمام ذاتش حيثيت عليت بوده و همهء ذات در مقابل عليت قرار خواهد گرفت و اين طور نيست كه داراى حيثياتى بوده و به يك حيثيت مقابل عليت بوده و به حيثيات ديگر مقابل با آن نباشد ، بلكه به تمام ذات مقابل عليت و علم و قدرت خواهد بود . و خلاصه : در مرتبهء ذات تمام علت بوده و جهت ديگرى وراى جهت عليت در او نبوده و به هيچ وجه پايبند حجاب و سترى نبوده و در قشرى نخواهد بود ؛ زيرا ماهيت نداشته و ذاتش نسبت به اشياء ، اشد مراتب اقتضا را داراست . بالجمله : در طرف علت اين نحو از تماميت عليت بوده و در ناحيهء معلول هم هيچ ملاك حجابى نيست و ابداً اين معلول هم ماهيتى نداشته و وراى حيثيت معلوليت حيثيت ديگرى نيز ندارد و به تمام ذات و تمام حيثيت معلوليت دارد ؛ زيرا معلول آن علت ، وجودات متقيدهء خاصهء محدوده به حدودات نيست كه هر كدام يك صادر و معلولى باشند ، بلكه معلول او يك وجود مرسل و محيطى است كه عبارت است از فيضه المقدس الاطلاقى . وجود منبسط اطلاقى و معلوليت آن وجود منبسط اطلاقى ، كمال البسط بوده و هيچ حيثيتى وراى حيثيت معلولى در او نبوده و به تمام ذات ، ربط صرف و تعلق محض و معلوليت صرف براى علتى است كه به تمام ذات واجد حيثيت عليت است . خلاصه : وجود منبسط به صراح ذات ، حيثيت ربطى به چيزى دارد كه به صراح ذات ، تمام عليت و اقتضاست . و اين وجود فيض مقدس اطلاقى كه معلول ذات به تمام حيثيت است ، علم حضرت بارى است و اين طور نيست كه به واسطهء علمى معلوم او باشد ، به اين معنى كه علمى و معلومى باشد و آن علم واسطهء در معلوميت باشد ؛ زيرا ملاك علم ، حضور است و معلولِ به تمام حيثيت ، داراى اشد مراتب حضور در محضر علتِ به تمام حيثيت است و هيچ حدى و ماهيتى از ناحيهء علت نيست ، بلكه