تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
132
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
بيان سخن قائلين به زيادت صفات بر ذات و اما دستهء ديگرى كه به تعدد اوصاف و زيادت آنها بر ذات قائل شدهاند ، يك دسته از آنها كه قدرى عاقل هستند قائل شدهاند به اينكه و لو اوصاف زايد بر ذات است لكن هم اوصاف و هم ذات قديم است . « 1 » و دستهء ديگر از آنها كسانى هستند كه اوصاف را زايد بر ذات و حادث مىدانند . « 2 » اما كسانى كه به قول آنها قبلًا اشاره شد ، اصلًا منكر اوصاف بوده و مىگفتند : حضرت احديت تنها ذات قديمى داشته بدون اينكه ديگر اوصافى داشته باشد ؛ چه آنها عين ذات و چه زايد بر ذات باشد ، بلكه ذات نايب مناب صفات است ، « 3 » و آن آثارى كه از علم مطلوب است ، از ذات ساخته است و آن آثارى كه از قدرت مطلوب است از ذات بر مىآيد . خلاصه : مثل نايب الحكومه در اعتبارات كه حاكم نيست ولى كار او را انجام داده و قائم مقام اوست . و مطابق اين سخن را قاضى سعيد قمى گفته است ؛ « 4 » گرچه وى در خصوصيتى كه داشته است بىنظير است ؛ چون با اينكه انظار عرفانى وى به حالى كه براى محيى الدين عربى اتفاق مىافتاده است مىرسيده ، در عين حال با اين متانت و صائبيت نظر عرفانى ، طورى توانسته است خود را در قم حفظ كرده و با مقدسين قم سازش نمايد كه مورد تكفير واقع نشده و قضاوت قم را تكفل نموده است . و الحاصل : قاضى سعيد با عقل و كمالى كه داشته گفته است : اثبات اوصاف مقتضى آن است كه آنها زايد بر ذات باشد و لذا معنى ندارد كه براى حضرت حق اثبات
--> ( 1 ) - شرح مواقف ، ج 8 ، ص 44 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 69 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : نقد المحصل ، ص 264 ؛ كشف المراد ، ص 294 . ( 3 ) - ملل و نحل ، ج 1 ، ص 49 و 51 و 75 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 76 . ( 4 ) - شرح توحيد صدوق ، ج 1 ، ص 116 .