تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
122
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
صفات كماليهء حق اعتبارى نيستند اما در مورد اوصاف كماليه ، مثل علم و قدرت سؤال مىكنيم : آيا اعتبارى مىباشند يا واقعيت دارند ؟ اگر اعتبارى باشند ، منشأ آثار نخواهند بود و حال آنكه ما مىبينيم علم و حيات منشأ آثارند پس حقيقت دارند و بنا بر اصالة الوجود نمىتواند واقعيات متحققه غير از وجود ، چيز ديگرى باشد ؛ زيرا ماهيات اعتبارى است و مفاهيم همچنان كه گفتيم از افراد حقيقيهء خارجيه منتزع مىباشند و حال عدم هم كه معلوم است ، پس خارجيات و متن و حاقّ اعيان غير از وجود چيزى نيست و تمام كمالات ، جهات وجودى بوده و همهء نقايص جهات عدمى مىباشند . پس چون كمالات حقهء خارجيه - نه مفاهيم اعتباريه - وجود است و ذات حضرت حق هم صرف الوجود است ، بنا بر اين كمالات خارجيه كه در خارج وجود است عين ذات حضرت حق خواهد بود و چون وجود متحقق و اصيل است و صفات كماليه هم وجود است ، پس مرتبهء ذات احديت عين اين صفات كماليهء خارجيه بوده و حق در مرتبهء ذات مستحق حمل اوصاف كماليه است . نمىتوان گفت اين اوصاف كماليه از حق در مرتبهء ذات سلب مىشوند و حق در مرتبهء ذات مستحق حمل اين اوصاف نيست ، چرا كه سلب الشىء عن نفسه لازم مىآيد ، منتها مفاهيم متعددهء كماليه بر اين حقيقت كاملهء فوق الكمال و تامهء فوق التمام حمل مىشود با اينكه در غايت بساطت است و وجه آن سابقاً گذشت كه گفتيم : چون علم عبارت از انكشاف اشياء نزد عالم است و اشياء نزد صرف الوجود منكشف است ، عقل از صرف الوجود مفهوم علم را انتزاع مىنمايد و مصداق علم عين ذات اوست . برهان بر عينيت صفات كماليه با ذات حق حاجى برهان ديگرى بر اينكه دو شعبهء صفات حقيقيه - محضه و ذات الاضافه - عين ذات مىباشند اقامه مىفرمايد و آن اينكه : اگر مرتبهء ذات خالى از اين صفات