تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

40

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و عين الافتقار و عين الفقير است « أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ » « 1 » و همين عين الربط بودن است كه مباهات مىآورد كه « الفقر فخري » ، « 2 » پس ماهيات ممكنات ينادون بصوت عالٍ : نحن الفقراء الى اللّه فى اىّ وعاء من الاوعية ، و وجود ممكنات اشعّه و اظلّهء مبدأ وجودند و ماهيات لا متحصل صرف و اين وجودات فقراى الى اللّه مىباشند ؛ لذا فرمود : « داخل في الأشياء لا بالممازجة و خارج عن الأشياء لا بالمباينة إليه » « 3 » و « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ . . . » « 4 » و چنان كه اين نور كه سايه و مرتبه‌اى از شمس است پيوسته در بقا به مبدأ نور محتاج است ، همچنين موجودات نسبت به نور السماوات و الارض اين گونه‌اند . بنا بر اين معلوم شد اينكه متكلم بيچاره عالم را به بنا مثال زد ، مثالى بىمورد است . « خاك بر فرق من و تمثيل من » . « 5 » لذا مرحوم حاجى فرمود : بنايى را كه متكلم گفته ، بر سرش خراب مىكنيم ؛ چون بنّا اين شىء موجود ، يعنى آب را از اينجا برداشته بر روى خاك موجود مىريزد و اين گل موجود را بر روى گل و اين خشت موجود را بر روى خشت موجود مىگذارد ، بنّا به چيزى وجود نداده است . بلى اين حركات ، معلول حركت اوست ، البته اين حركات به او قائم است . اگر بنّا قطع نمايد ، اين حركات قطع و معدوم مىشود . اگر چه مىتوان گفت اين حركات هم از او نيست و محال است از او باشد ؛ زيرا اين نشئه كه در مرتبهء نازلهء عالم قرار گرفته ، عالم طبيعت و جسمانى است و به برهان ثابت شده كه جسم

--> ( 1 ) - فاطر ( 35 ) : 15 . ( 2 ) - عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 39 ، حديث 38 ؛ بحار الانوار ، ج 69 ، ص 30 و 32 و 55 ، حديث 85 . ( 3 ) - اين عبارت را در مجامع روايى نيافتيم ، ولى مضامينى شبيه به آن در روايات وارد شده است . رجوع كنيد به : توحيد صدوق ، ص 73 ، باب 2 ، حديث 27 و ص 308 ، باب 43 ، حديث 2 ؛ نهج البلاغه ، ص 40 ، خطبه 1 و ص 258 ، خطبه 179 و ص 274 ، خطبه 186 . ( 4 ) - نور ( 24 ) : 35 . ( 5 ) - مثنوى معنوى ، ص 880 ، دفتر پنجم ، بيت 3318 .