تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
396
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مخصوص به وجود مىآيد ، حاصل مىگردد ، و مثل اين نيست كه قدرى آجر و مقدارى گچ در جايى و مقدارى آب در طرف ديگر ريخته باشند . اين : اين از اعراض نسبيه است كه از وجود جسمى در مكان حاصل مىشود و نسبيه بودن اين به معناى اعتبارى بودن آن و صرف نسبت شىء به مكان ، بدون داشتن ما بازاء خارجى نيست ، بلكه اين عبارت از هيئت خاص و كون خاص است كه در حقيقت وجود دارد . مَتى : از اعراض نسبيه ، مقولهء متى است و متى يعنى هيئتى كه از وجود شىء در زمان حاصل مىشود . اين هيئت يا در تمام زمان است ، مانند حركات توسطيه كه در تمام زمان است و يا در حد و پارهاى از زمان است كه از او به « آن » تعبير مىنمايند ، مانند حركات قطعيه كه انقطاع جسم از نقطهاى و اتصال آن به نقطهء ديگر در « آن » بوده و حد زمان را اشغال مىكند . جِدَه : سومين مقوله از اعراض نسبيه جده يا مِلك است . جده يعنى هيئت احاطهء جسمى به جسم ديگر به نحوى كه جسم محيط در نقل و انتقال تابع جسم محاط باشد . با اين تعريف مقولهء اين خارج مىشود ؛ زيرا در هيئت اين محيط و محاط در نقل و انتقال تابع يكديگر نيستند و احاطه در مقولهء جده اعم از تامه و غير تامه است . احاطهء تامه مانند هيئت حاصله از عبا بر اندام انسان ، كه هيئت حاصله از آن ، محيط بر تمام محاط است . و احاطهء ناقصه مانند هيئت حاصله از احاطهء كفش و كلاه بر انسان كه بر تمام جسم محيط نيست .