تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
397
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
وضع : از مقولات نسبيه مقولهء وضع است . وضع هيئتى است كه براى شىء از دو نسبت يكى نسبت اجزاء با يكديگر و ديگرى نسبت مجموع اجزاء به خارج حاصل مىشود ، مانند هيئت قيام و قعود كه هر يك از نسبت مخصوص اجزاء بدن با يكديگر و نسبت مجموع به اجسام خارج حاصل مىشود . وضع بر سه معنى اطلاق مىشود : 1 - وضع تمام مقوله ، كه در تعريف مذكور گذشت ، مثل ساختمان دو طبقهاى كه نسبتى طبقهء فوقانى و تحتانى با هم داشته و مجموع با ساختمان مجاور خود دارد و مانند نسبت سر از فوق و پا از تحت . 2 - وضع جزء مقوله ، كه نسبت جسم به خارج را گويند ، مانند نسبت چرخى كه به دور خود مىگردد به خارج كه نسبت اجزاء به يكديگر تغيير نمىكند ولى نسبت اجزاء به خارج تغيير مىكند و مراد از حركت وضعى زمين همين معنى است . 3 - وضع به معناى قابل اشارهء حسيه بودن ، كه مىتوان به جسمى به اشارهء حسيه اشاره نمود ، مانند اجسام و سطوح . و به اين معنى نقطه با اينكه به معناى انتهاى خط است قابل اشارهء حسيه است بر خلاف وحدت كه قابل اشارهء حسيه نيست . فعل يا أَن يفعل : مقولهء فعل به تأثير تدريجى نيروى فاعل در منفعل گويند ، مانند تأثير حرارت در آب و تأثير آفتاب در رسيدن ميوه . انفعال يا أَن ينفعل : مقولهء انفعال به تأثر تدريجى قوهء منفعل از فاعل گويند مثل تأثر آب از حرارت و آتش گرفتن چوب . با آوردن كلمهء تدريجى در تعريف ، تأثير و تأثر ابداعى از تعريف خارج مىشود ،