تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
372
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
كيف و اقسام آن كيف از مقولات عرضيه است و آن مقولهاى است كه قارّ بوده و بالذات قبول قسمت و قبول نسبت نمىكند و به واسطهء اينكه قارّ است ، امثال حركت و « أن يفعل » و « أن ينفعل » از كيف خارج مىشوند ؛ زيرا اينها قارّ نيستند . و چون كيف بالذات قبول قسمت نمىكند ، پس كمّ هم خارج مىشود ؛ چون كمّ بالذات قبول قسمت وهميه مىنمايد . و از اينكه كيف بالذات قبول نسبت نمىكند ، اعراضى كه نسبى هستند و حقيقت ماهيتى آنها نسبت است خارج مىشوند . و كيف جنساً به چهار قسمت منقسم است : يكى از آنها : كيفى كه مختص به نفس بوده و آن را كيف نفسى گويند ، مانند علم و اراده و قدرت ، البته بنا بر آن مبنايى كه گفتهاند : اينها از عوارض نفس است ، به خلاف آن قولى كه مىگويد : حيات عين نفس است . دومى : كيفى است كه مختص به كمّ است ، يعنى فقط بر كمّ عارض مىشود لا غير ، مانند استقامت و انحناء و مستطيل و مثلث و نحو اينها كه مختص به كمّ متصل است و مانند زوجيت و فرديت كه مختص به كمّ منفصل است و اينها را كيفيات مختصهء به كمّيات گويند . قسم سوم كيف : قوه و لاقوه است كه به آن كيف استعدادى گفته مىشود . اگر استعداد شديدى براى جانب قبول بوده و براى انفعال رام و مطيع باشد ، آن را لاقوه نامند ؛ چون قوهاى كه دافع باشد از خود ندارد و اگر به دفاع و عدم دفاع بتواند خود را