تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

373

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

از تأثير نگه داشته و استعداد لاانفعال داشته باشد ، آن را قوه نامند و اگر نسبت به قبول و لا قبول ، اعتدال داشته باشد ، آن را قوه و لاقوه گويند . و قسم چهارم كيف : كيف محسوس است كه با پنج قوهء ظاهره درك مىشود از قبيل كيفيات ملموسه ، مثل كيفيات فعليه و انفعاليه‌اى كه از اوايل ملموسات است ، و كيفيات مذوقه ، مانند طعوم بسيطهء تسعه . حاجى به اينها طعوم بسيطهء تسعه گفته است ؛ چون اينها از سه قوهء فعليه و فاعليه نسبت به سه قوهء انفعاليه توليد مىشوند . قوهء فعليه و فاعليه كه عبارت از حرارت و برودت و اعتدال بين آنهاست اگر در يكى از سه قوهء انفعاليه كه مواد غليظه و مواد لطيفه و مواد معتدل بين آنهاست ضرب شود ، از هر يكى طعمى پيدا مىشود ، مثلًا اگر حرارت وارد شد و در مادهء غليظه تأثير نمود يك طعم پيدا مىشود و اگر بر مادهء لطيفه وارد شده و تأثير كرد طعم ديگرى توليد مىگردد و اگر در مادهء معتدل تأثير كرد طعم سومى حاصل مىشود . و همچنين آن دو تاى ديگر را بر اين قياس كن . و نيز به اينها بسيطه گفته است ؛ چون اگر دو طعم با يكديگر مختلط شوند طعم مركب ديگرى حاصل مىشود ، به عبارت ديگر : اگر دو فعليه بر يك انفعاليه وارد شود طعم مركبى حاصل مىگردد . و كيف محسوس كه اخيراً ذكر شد يا انفعالى است و يا انفعال است ، اگر كيف راسخ باشد ، مثل زردىاى كه بر ذهب عروض پيدا كرده و نمىتوان آن را به زودى زايل نمود . و مثل قرمزىاى كه بر مس عارض شده و نمىتوان آن را از جوهرهء مس به زودى ازاله كرد ، به آن انفعالى گويند . چنان كه فضايل اخلاقى هم همين طور است . و انفعالى به اين جهت گفته‌اند كه كثرت مبانى بر كثرت معانى دلالت مىكند . و اگر كيف غير راسخ باشد و به سرعت از موضوع خود مرتفع شود ، مانند حُمرهء خجل ، به آن انفعال گويند . و الحاصل : انفعال و انفعالى در اجسام مثل حال و ملكه در نفس است .