تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

368

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

احكام كمّ بعد در احكام كمّ شروع فرموده و مىگويد : از احكام كمّ اين است كه قابل ضديت نبوده ، يعنى بعضى از آن با بعضى ديگر ضد نيست و مثل جوهر است كه با جوهر ديگر ضد نيست ؛ زيرا در جوهر ، هيولى و صورت كه هر دو جوهرند جمع مىشوند . و مثل كيف مانند سفيدى و سياهى از الوان كه با هم ضديت دارند ، نيست و بالجمله : در انواع كمّ تضاد نيست ، چنان كه بدون ترديد بعضى از انواع آن بر بعضى عارض مىشود . گرچه آن هم عرض است مثل عروض خط بر سطح ؛ چون خط طرف سطح است و سطح طرف جسم است . و همچنين بعضى از انواع كمّ منفصل مقوم بعضى ديگر است مثل اينكه پنج با يك مقوم شش است و عروض و تقويم با ضديت منافى است و اتحاد در موضوع شرط ضديت بين دو شىء است و در اين موارد اتحاد در موضوع نيست ؛ چون خط طرف سطح است و در طرف سطح يك طول بدون عرض است . أنواعه تؤخذ تعليميه انواع كمّ ، يعنى انواع كمّ جنسى در ضمن متصل قارّ . حاصل اينكه : چون جنس در نوع هم داخل است ؛ لذا با اينكه مراد سطح و خط و حجم است ولى چون جنس كمّ در ضمن آنها هست ، به اين اعتبار آنها از انواع كمّ مىشوند ولى نه كمّ مطلق ، بلكه كمّ متصل آن هم متصل قارّ . و يا اينكه چون مشهور كمّ را تعليمى مىدانند ، به اين اعتبار عيب ندارد كه ضمير راجع به كمّ باشد . و الحاصل : كمّ در ضمن متصل ، تعليميه اخذ مىشود ، يعنى مقادير ثلاثه كه عبارت از خط و سطح و جسم است لا به شرط اخذ مىشوند ، يعنى بدون اينكه التفات شود كه اين كمّ روى چه ماده‌اى عارض شده و احوال آن چيست ، يعنى اندازه و محدوديتش چه قدر است . پس كمّ در اين نظر ابهام ، جسم تعليمى و سطح تعليمى و خط تعليمى مىشود .