تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

18

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

رفته و ذوات خارجيهء عينيه ، ملحوظ مىباشد . مناط صدق در قسم اخير كه به قضيهء خارجيه موسوم است ، اين است كه نسبت و حكم با خارج مطابقت نمايد . مثلًا اگر هلاكت مواشى در خارج محقق است قضيه صادق ، و الّا كاذب است . و همچنين در قسم دوم ، يعنى قضيهء حقيقيه - كه در تمام علوم از آن گفتگو مىشود - صدق ، عبارت است از مطابقت حكم و نسبت با افراد خارجيهء موجوده و افراد خارجيه كلّما وُجدت ، به طورى كه اگر گفته شود « الانسان ضاحك » و بعدها فردى لا ضاحك موجود شود قضيه كاذبه است . و اما صدق قضيهء ذهنيه ، عبارت از مطابقت نمودن حكم با نفس الامر است و معناى نفس الامر توضيح داده مىشود . و لكن مىتوان صدق در همهء قضايا را به تطابق با خارج برگرداند ، منتها بايد معناى خارج را توسعه داد به اين صورت كه « خارج كلّ شىء بحسبه » . بنا بر اين آنچه در ذهن است خارجيت آن به ذهن و آنچه در خارج و عين است و در عالمِ وراء عالم ذهن موجود است ، خارجيت آن به اوست . يا اينكه معناى نفس الامر را توسعه داده و بگوييم : صدق قضايا عبارت است از مطابقت نسبت و حكم در وعاء مربوط به خود ، كه در حاقّ حقيقت خود در آن قرار گرفته است . بنا بر اين نفس الامر موجودات عينيه ، خارج و نفس الامر موجودات ذهنيه ، ذهن است . نفس الامر و معناى آن بحدّ ذات الشيء نفس الأمر حُدّ * و عالم الأمر و ذا عقل يُعَدّ براى اينكه عالم امر و عالم عقل به ذهن تقريب گردد ، و بتوان تصوير نمود كه موجودات پيش از وجود در عالمى به طور لفّ و بساطت بوده‌اند ، مثالى ذكر مىكنيم :