تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

340

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و حقيقت آن كه مُظهِر و ذات است براى ما معلوم نبوده ، بلكه جلوات و ظهورات او براى ما معلوم است . چنان كه در مورد اشعهء وسيع شمس ، يك حقيقت نوريه از شمس كه وسيع و منبسط بوده و صفحهء عالم را پر كرده ، صادر شده است و در عين حال به حدود حجرات و خانه‌ها و منازل ، محدود است . پس آن نور هستى يك وجود وسيعى است كه در عالم بوده و از روزنه‌هاى ماهيات ظهور و بروز نموده است ، و بنا بر اين عالم بيش از يك وجود وسيع و سلسلهء نظام كل ، بيش از يك اشعهء حقه و ظلّ يك ذى ظلّ نيست ؛ گرچه در منازل ، ماهيات و روزنه‌هاى آن ظهور مىنمايد . « 1 » پس از اين وجود وسيع وجودى صادر نشده است تا مسألهء تفويض پيش آيد ، بلى اين تعينات به مراتب هست . پس مىتوان گفت : له الامر و الخلق ، كه امر عبارت از آن وجود منبسط و خلق عبارت از كثرات تعينات است ، اگر گفته‌اند : « اول ما خلق الله العقل » « 2 » شايد مراد از اول ، تعين باشد . هذا كله بنا بر مذاق عرفا بود . البته اگر نگوييم كه آنها عالم را جز خيال نمىدانند و مىگويند : اصلًا در عالم غير از حق چيزى نيست و همهء عالم خيال بوده و تعينات هم خيال ديگر است به اين جهت گفته‌اند : « العالم خيال فى خيال » ؛ « 3 » چنان كه در صدر مبحث به اين مذاق اشاره شد . و اما جواب بنا بر مسلك حكما اين است كه حكما براى سلسلهء وجودات منازل و مراتب قائلند . اين است كه بنا بر عقيدهء فلسفى ، عالم عقل عالمى نيست كه از عالم نازل خالى بوده و با خلق او عوالم خلق نشده باشد ، بلكه حكما مرتبهء اول وجود را كه فوق التمام است ، اكمل دانسته و مىگويند جميع مراتب فعليات در او به نحو لفّ و بساطت و اجمال موجود است ؛ زيرا معناى كامل اين است كه شامل كمال ما دون به اضافهء كمال زايد است .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شرح فصوص الحكم قيصرى ، ص 27 - 29 ؛ نقد النصوص ، ص 34 - 37 ؛ جامع الاسرار ، ص 144 - 147 . ( 2 ) - عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 99 ، حديث 141 . ( 3 ) - فصوص الحكم ، ص 104 .