تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
329
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
علت صورى در طبيعيات خواهد آمد كه مشائين يك حامل قوه كه عبارت از هيولى است ، اثبات نمودهاند . « 1 » مثلًا در هستهء خرما چيزى است كه آن حامل اين قوه است كه « أن يصير شجراً قوياً » . و هستهء خرما اين استعداد را كه درخت خرما شود دارد ، ولى حبهء گندم استعداد درخت شدن را ندارد . در عين حال فعلًا هستهء خرما ، هسته است و درخت خرما نيست . و يا نطفه استعداد انسان شدن را دارد ولى انسان نيست ؛ چنان كه اگر اين استعداد سير مراحل نموده و علقه و مضغه و بالاخره انسان شد ، ديگر در موقع انسانيت ، نطفه نيست . به طورى كه اگر امكان داشته باشد ، انسانى كه قوهء ناطقه دارد ، بدون اينكه ماده و نطفهاى در كار باشد ، دفعةً خلق شود اين نطفه نيز انسان است . پس انسانيت انسان به اين صورت و به اين فعليت است و فعليت هر شىء عين شيئيت آن است ، مثلًا نطفه كه به حركت جوهريه حركت مىكند اين ماده منويت در خود اين قوه را دارد كه « أن يصير دماً » ولى فعلًا دم نيست ، به تدريج كه رو به حركت گذاشت و در جوهر خود حركت كرد به اين مرتبه مىرسد . بنا بر اين : حامل قوه كه هيولاى اولى است صرف القوه است . بعد از اينكه اين حامل قوه كه عين اين قوه است كه « أن يصير شيئاً آخر » ، حركت نمود و به آخرين منزل حقيقت اوليه رسيد و از افق آن حقيقت گذشت ، در افق حقيقت ديگرى كه اكمل از آن
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 315 - 322 ؛ شرح اشارات ، ج 2 ، ص 36 - 46 ؛ التحصيل ، ص 312 - 320 .