تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
311
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
اسير بادهاى مخالف نموده است و به جاى حجلهء عروسى او را وارد قبر نمناك نموده و مادرهاى منتظر كه براى وى مجلس عيش و عروسى تدارك ديدهاند به اقامهء عزا وادار مىنمايد . اين حركات غير منظم كه در عالم مشاهده مىشود ، دو اشكال ايجاد مىنمايد : اول اينكه : علت غايى ندارد و دوم اينكه : كشف مىكند كه پشت پرده دست منتظمى در كار نبوده و صفحهء وجود نظم دهندهاى نداشته تا به تنظيم امور قيام نموده باشد . اما جواب اين اشكال كه اينها به غايت نرسيدهاند ، بنا بر اين جزاف و بىفايدهاند ، گذشت كه : رسيدن گل به ميوه ، فعل اينها نبوده ، بلكه فعل غير است چون هر حركتى كه اينها داشته باشند به « ما إليه الحركه » رسيده « و ما لأجله الحركه » را خود محرّك كه اينها را تحريك نموده است ، مىداند . و اما جواب اين اشكال كه امور غير عادى و غير منظم ، از عدم وجود تنظيمكننده كشف مىنمايد ، اين است كه : اساساً اين « چراها » كه مطرح مىشود كه اگر تنظيم كنندهاى هست چرا اين طور مىشود ؟ و چرا آن طور مىشود ؟ به خاطر اين است كه انسان براى خود مركزيت قائل بوده و خود را قطب دايرهء امكان مىداند و وجودات ديگر را طفيل خود گمان مىكند و چند حديث شنيده كه : « خلق العالم لأجل الانسان و خلق الانسان لأجله » ؛ چنان كه در حديث قدسى وارد است كه : « يا ابن آدم خلقت الأشياء لأجلك و خلقتك لأجلي » « 1 » پس خيال مىكند كه وجود سلسلهء موجودات بر محور من گردش مىكند من اشرف و افضل هستم ، همه چيز بايد قربانى من شود و چرخ بايد براى من گردش كند . و از اينجاست كه هر چه به ضرر او تمام شود ، چرا مىگويد و داد و بيداد مىكند و مىگويد اين ميوه و گل براى من است و اگر سرماى عالم به اين منفعت لطمه بزند ، آن را خلاف نظام مىداند . و حال آنكه اگر درست حساب كنيم ، مىبينيم ضرر اين بشر به موجودات بيشتر است ، روزى چند ميليون گوسفند مىخورد و روزى چند ميليون حيوان را بىجان
--> ( 1 ) - علم اليقين ، ج 1 ، ص 381 .