تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
312
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مىكند و بر ضرر آنها قيام مىنمايد . در صورتى كه اگر وكيلى از طرف اين حيوانات انتخاب شود مىگويد : انسان چرا اين قدر ضرر به اينها وارد مىكنى ؟ اگر به آن گوسفند به زبان خودش تكلم كنى و او را متوجه اين مضرّات انسانى نسبت به آنها نمايى او هم خواهد گفت : اين خلاف نظام است كه خون ما را بريزند ما هم حق حيات داريم . و بالجمله : چون انسان براى خود مركزيت قائل است ؛ لذا اگر ميوهها را سرما بزند داد و بيداد مىكند و اگر يك اتفاقى بيفتد مثلًا گرگى يك نفر انسان را بخورد ، روزنامهها از آن پُر مىشود . و از اينجاست كه آن را درنده و سبع ناميدهاند . در صورتى كه خود انسان روزى چند ميليون را مىكُشد و مىخورد و خود را سبع نمىخواند ! اگر سرماى عالم جمع شود و كوه الوند را بتركاند ، هيچ نمىگويند فلان سنگ تركيد ؛ چون عالم طبيعت از علل سرما و گرما سرچشمه مىگيرد و عالم طبيعت عالم ضيق و تنگى است ؛ لذا اين دو با هم تلاقى نموده و يكى بر ديگرى غالب مىشود و بالاخره موجب ضرر بر شخصى مىشود . ولى نبايد وجود فرد را معيار قرار داد ، چون يك شخص يا يك نوع نسبت به تمام سلسلهء نظام عالم در حكم عدم است ؛ زيرا اين منظومهء شمسى با اين عظمت در مقايسه با تمام نظام عالم ، چون قطرهاى در كنار درياست . بين زمين و خورشيد مسافت زيادى است به طورى كه خورشيد كه چندين هزار مرتبه از زمين بزرگتر است اين قدر كوچك به نظر مىرسد ، و لكن باز نور خورشيد در مدت هشت دقيقه و چند ثانيه به ما مىرسد . كرات نورانى ديگرى هستند كه چندين هزار سال قبل ، بلكه چند ميليون سال قبل خلق شده ، ولى هنوز نور آنها به ما نرسيده است . پس خورشيد و « من تبع » در مقابل اين عالم چيست ؟ و يا زمين در مقابل خورشيد چيست ؟ و يك نوع بشر در مقابل زمين و زمينيان چيست ؟ و يك صنف از جماعت در مقابل تودهء بشر چيست ؟ و يا يك خانوار در مقابل اصناف چيست ؟ و يا يك نفر در مقابل خانوار چيست ؟ بالجمله : نظام اتمّ كامل كه جمال مطلق است در ظلّ جميل مطلق ، جمال مطلق است و غايت باز جميل مطلق است و ما بايد قضيهاى را كه اتفاق مىافتد بالنسبه به