تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

12

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

دفع شبههء معدوم مطلق حمل محمول بر موضوع دو قسم است : يكى اينكه موضوع به حمل شايع صناعى باشد ، يعنى فردى كه با مفهوم در خارج متحد است مانند « زيدٌ انسانٌ » ، ديگر آنكه مفهومى را مورد نظر قرار داده و تحت تصور درآورده و حكمى براى آن اثبات نمايند ، و لكن علت آنكه مفهوم را بوجهه و عنوانه ملاحظه نموده آن است كه مرآت براى افراد خارج و حاكى از آنها باشد . مثل اينكه بگويد : « الانسان ماشٍ » در اين صورت ، مفهوم به جهت سرايت حكم به خارج و تمام افراد تصور شده است . و گاهى در اين قسم به حاقّ مفهوم و حقيقت آن نظر شده و حكم را روى خود مفهوم متصور مىبرند ، مثل « الانسان نوع » . مطلب ديگر آنكه : قضيه يا موجبه ، يا در حكم موجبه و يا سالبه ، يا در حكم سالبه است . مناط در قضيهء موجبه ، اثبات شىء براى شىء است ، و به عبارت ديگر : لزوم كون رابط است ، و به بيان سوم : بستن چيزى ( يعنى محمول ) به چيزى ( يعنى موضوع ) است ؛ اعم از اينكه محمول ، شىء ثابت براى موضوع و يا شىء منفى از موضوع باشد . خلاصه آنكه : محمول خارج از صدق موجبيت و سالبيت قضيه است ، بلكه دخيل بستن و كون رابط است ، منتها در صورتى كه محمول معناى ثبوتى داشته باشد مانند « الانسان موجودٌ » قضيه ، موجبه و در صورتى كه معناى سلبى داشته باشد ، مانند معدولة المحمول ، در حكم موجبه است ؛ زيرا اگر چه لا معدوميت مثلًا امر سلبى است ، ولى در مثل « زيدٌ لا معدوم » اين محمول سلبى به موضوع بسته مىشود .