تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
247
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
و اما در مركبات حقيقيه : اجزاء نسبت به يكديگر تفاعل داشته و در فعل و انفعال و قلب و انقلاب و تأثير و تأثرند ، به طورى كه هر يك با كمال جدّ و جهد سعى در اعدام صورت عدوّ مقابلش داشته ، به گونهاى كه بعد از تخاصمهاى زياد و انعدامها و نزاعها و تأثير و تأثرها و قلب و انقلابات و خرابى صورت هر كدام به واسطهء اين انعدامها و تنافيها و اخذ اثر ديگرى ، يك دفعه اجزاء كاملًا در صورت يكديگر محو مىشوند ؛ زيرا پيوسته بايد يك صورتى نقاب جمال ماده باشد و اين حقيقت نمىتواند بدون حجاب صورت ، زندگى كند . آن صورتهاى شخصيه كه موجب تمايز عناصر بود ، هر كدام به واسطهء نفوذ و تأثير در يكديگر از بين رفته و به محض رفع صورتها ، صورت مقتضيه حاصل مىگردد . مثلًا بنا بر قول حكماى قديم : عناصر اربعهء تحت الارض در اثر فعل و انفعالات در يكديگر و بخارات ارضيه ، بعد از هزاران سال تبخير و تدفين و توليد بخارات و لُزوجات ، عناصر پخته شده و كم كم در يك نقطه از نقاط زمين اين بخارات و دخانات و آتش - چنان كه متجددين قائلند : زمين اول يك پارچه آتش بوده و از شمس جدا گشته و در ميليونها فرسخ دور از آفتاب افتاده است ، در اين فضا و هوا ، اقشار و پردههاى خاكى به خود گرفته است ، و لكن هنوز آتش و حرارت داغ در مركز آن وجود داشته است - قرار گرفته و با آب و خاك تصادف نموده و در يك زمينى تبخير و تدخين به عمل آمده و به واسطهء تابش آفتاب به مرور دهور و گذشتن روزها و ماهها و سالها ، پختگى حاصل گردد در اين بين هر عنصرى بر عنصر ديگرى غالب شود ، مناسب با صورت آن ، صورتى در مجموع حاصل خواهد شد - مثلًا زرنيخ از غلبهء عنصر خاك حاصل شده و بعد از تبخير و تدخين باز به صورت ديگرى از معادن درمىآيد - به طورى كه به كلى ديگر آن حقيقت اوليهء عناصر ، از بين رفته و بعد از اين قلب و انقلاب و نفوذ و تأثير ، حقيقت ديگرى حاصل مىگردد . مثلًا بدن انسان حقيقةً و فعلًا ، خاك يا آب يا آتش نيست . بلكه خاك و آتش و آب