تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

218

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

حقيقت نوع فصل اخير آن است اصل زمينهء اشياء در عالم طبيعت و شالودهء موجودات عالم طبيعت ، يعنى وجود ضعيف هيولاى اولى كه مشائين آن را اثبات نموده‌اند ، « 1 » صرف القوه است كه در سايهء تربيت نور الانوار و افاضهء فياض على الاطلاق ، از مرتبهء ضعف ترقى كرده ، به تدريج رو به قوت و فعليت گذاشته تا آخرين درجهء وجود را سير نموده است . البته انسان به صورت منويت كه اصل انسانيت است نظر كرده و از صور و مراحلى كه بين آن و بين صورت انسانى است غفلت نموده ، يك دفعه به جمال انسانى نگاه مىكند و مىگويد : حاشا و كلّا كه اين ، آن باشد . و همچنين است گياهى كه از زمين سربلند مىكند . انسان آن را مىبيند كه در غايت لطافت و نازكى اندام و سبزى با قدى كوتاه است ، بعد از آن مدتى غافل گشته و بعد از چند سال كه سراغ آن مىرود ، چنار قوى و هيكل عظيم الجثه‌اى را مىبيند و مىگويد : اين كجا و آن كجا ! و هكذا ميوه‌هايى كه از داخل شكوفه‌ها خارج شده و لباس شكوفه را بيرون انداخته ، عريان گشته و زير برگها به رنگ سبز نمايان است بعد از مدتى به رنگ سرخ گلگون گرديده و در اين حركتى كه در كيف مىكند ، كأنّ وجود اين لون غير وجود آن لون اول است . و هر ناظرى مىگويد : سبزى رفت ، سرخى آمد .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 318 - 320 ؛ شرح اشارات ، ج 2 ، ص 36 - 47 ؛ التحصيل ، ص 312 - 320 .