تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
160
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
بلكه معناى « تفكّروا في خلق اللّه و لا تفكّروا في اللّه » « 1 » اين است كه : چون ذات او صرف الوجود است و الوجود بسيط به صرف البساطه و تعريف ذات شىء در صورتى ممكن است كه شىء داراى جنس و فصل باشد و الوجود لا جنس له و لا فصل له ؛ زيرا جنس مورد شركت است و در عالم چيزى غير وجود نيست تا با او در چيزى شريك باشد و الوجود مساوق مع الوحدة ، و فصل براى تمييز است و در صفحهء وجود چيزى غير وجود نيست تا تمييز لازم داشته باشد ، بنا بر اين تعريف وجود ممكن نيست . و در عين حال در اعلى مرتبهء تجلى است و در منظر و مسمع هر چيزى واقع شده است . پس « لا تفكّروا في ذات اللّه » نهى شرعى نيست ، بلكه نهى ارشادى است به اينكه عقل زحمت بيهوده نكشد كه براى او به معرفت حقيقت وجود راهى نيست و مقام حقيقت وجود ، اعلى است از اينكه عقل به او احاطه پيدا كند ، بلكه او محيط بر همهء اشياء است « وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ » . « 2 » خوبرويان گشاده رو باشند * تو كه رو بستهاى مگر زشتى خوبروى ما ، روى نبسته است ، بلكه چشم ما به نور اشعهء جمال او بسته شده است . و بالجمله : تفوّه به اين معنى ، كه تفكر فى ذات اللّه منهى است سزاوار نبوده ، بلكه در اخبار حثّ و ترغيب به معرفة اللّه شده است . « 3 » بيان مطالب ششگانه خلاصه آنكه مطالب چنان كه در منظومهء منطق هم آمده شش مطلب است : اسّ المطالب ثلاثة علم * مطلب ما مطلب هل مطلب لم
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 54 ، ص 348 ، حديث 43 . ( 2 ) - بروج ( 85 ) : 20 . ( 3 ) - رجوع كنيد به : توحيد صدوق ، ص 283 ، باب 40 ، حديث 1 - 5 ؛ بحار الانوار ، ج 3 ، ص 267 ، باب 10 .