تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

108

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

نار محيط بر كرهء هوا و كرهء ماه محيط بر كرهء نار و هكذا كرات سبعهء سياره به ترتيب محيط بر يكديگرند تا كرهء زحل كه آخرين آنهاست و بعد فلك ثامن محيط بر آن و ستاره‌هاى ديگر را چون منبّت‌كارى در فلك ثامن پنداشته به طورى كه اگر كسى به فلك ثامن دست بمالد فلك با ساير كواكب يكى بوده و محيط بر همهء فلك الافلاك است و گفته : ضخامت قطر فلك الافلاك را خدا مىداند و اين شبانه‌روزى كه توليد مىشود از گردش آن فلك الافلاك است كه به تبعيت آن ، آنچه در جوف اوست گردش مىكند و زمين ثابت است . بنا بر اين قول ، صور فلكيه لا يتغير بوده و ازلًا تغير نداشته و ابداً هم تغير نخواهد داشت ، و هكذا هيولاى فلك غير از هيولاى اجسام عالم طبيعت است و هيولاى عالم طبيعت يك شىء ثابت است كه پيوسته البسهء صور به قد و قامت او آراسته شده و صورتى را خلع و صورتى را لُبس مىنمايد و از عالم غيب افاضهء صور مىشود و چون عالم طبيعت مستعد افاضهء كامله نيست ؛ لذا به تدريج و به سير تكاملى به هنگام قابليت ، افاضهء كمال مىشود . و الحاصل : عالم در مجموع عبارت از كرهء تو پُر است و هيولاى عالم طبيعت غير از هيولاى افلاك است و صور افلاك ازلًا و ابداً تغير ندارد و ما وراء اين كره خلأ و ملأى نيست . بنا بر اين قول ، اثبات حدوث عالم به خاطر دو عويصه ، قدرى دشوار است . يكى از جهت اينكه : يك هويت و هيولاى ثابته در تمام مراحل صور نوعيه هست كه مىتوان آن را قديم گفت ؛ چون شىء ثابتى است . عويصهء ديگر اينكه : صور فلكيه لا يتغير و لا يتبدل بوده و هيچ تغيرى به او دست نداده و هيچ حالى در او رخ نمىدهد مگر اينكه يك حركت وضعيهء دائمه دارد . « 1 »

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شرح هدايهء اثيريه ، ص 137 .