تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

102

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

را دارد كه آنها خيال فى خيال و آنها چيزى جز مظاهر نيستند . « 1 » به ضميمهء اين مقدمه كه احكام روى موضوعات مىرود ؛ گاهى روى موضوع موجود حقيقى و گاهى روى موضوع موجود اعتبارى ، پس عالم هيچ شد و جز اعتبار چيزى نيست و حكم در « العالم حادث » كه عبارت از حدوث باشد ، حكمى است كه موضوع نداشته و موضوعش جز شىء اعتبارى چيزى نيست . بنا بر اين از حكيم خيلى بعيد است كه از حكمى كه داراى موضوع حقيقى نيست بحث نمايد . و حكم در اين گونه قضاياى اعتباريه بيش از اعتبار نخواهد بود . پس حدوث بيش از اعتبار چيزى نبوده و ثبوت و عدم آن بر محور اعتبار دور مىزند . بنا بر اين بايد موجوديت غير وجودات افراد انواع را كنار گذاشته و فقط بايد حال افراد انواع را كه حقيقةً وجود دارند ، تفتيش كنيم كه آيا حدوث است يا قدم ؟ و در صورت حدوث نحوهء حدوث آيا زمانى است يا ذاتى ؟ « 2 » حركت در جوهر مقدمهء ديگر اينكه : چنانچه مشهور به حركت در كمّ و لون و طعم قائلند « 3 » در خود جوهر هم حركت است . توضيح آنكه : حقيقت بعضى از اشياء در عالم حركت است ؛ به اين معنى كه نحوهء وجود عين حركت است ، مثلًا سير كبوتر از اين ديوار به آن ديوار به انتقال آن از نقطه‌اى به نقطهء ديگر است به طورى كه جزء اول منعدم و جزء ثانى موجود گشته و

--> ( 1 ) - فصوص الحكم ، ص 104 . ( 2 ) - در اينجا مقدمه‌اى راجع به اينكه هيولى مانند ماهيات در سير متخالف و متغاير و متكثر است سقط گرديده . ( 3 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش طبيعيات ، ص 43 - 48 ؛ مباحث مشرقيه ، ج 1 ، ص 688 .