السيد الخميني

حاشيه بر رسالهء ارث 43

رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 )

چون در اين موارد وطى حرام است ، نه آن كه زوجه از زوجيت خارج شده باشد و اجنبيه بوده باشد . و هكذا در كسانى كه به مذهب آنها وطى و نكاح غير مشروع را مشروع مىدانند يا نكاح محرمات را جايز مىدانند ، مثل مجوس اگر به وطى ايشان از روى نكاح فاسدشان نسبى حاصل شود ، پس به آن نسب فاسد توارث خواهد بود ؛ چنانچه به نسب صحيح توارث مىباشد ، لكن به شرط آن كه به طريقه و شريعت خود حلال نموده باشند مقاربت را ، نه آن كه به مذهب خود زنا كرده باشند . ششم از موانع ، لعان است : كه بين فرزندى كه به سببِ انكارِ او لعان واقع شده و بين پدر و اقارب پدر توارثى نخواهد بود . و اما بين آن فرزند و بين مادر و اقارب مادر ، توارث ثابت است و اگر بعضى از اقارب ابوينى باشند و بعضى امّى تنها ، همه بالسويه ارث مىبرند ذكوراً و اناثاً ؛ چون انتساب ابى به لعان باطل شد و همه به انتساب امّى ارث مىبرند . مسأله - اگر پدر بعد از لعان اعتراف نمايد به فرزندى آن طفل ، پس آن طفل ارث مىبرد از آن پدر ، نه از اقارب پدر و نه آن پدر و اقاربش از آن ولد ؛ چنانچه در جميع موارد ثبوت نسب به اقرار ، ثبوت در حق مقرّ است نه در حق مقرُّلَه و نه در حق اقارب و انساب اين دو ، مگر « 1 » آن كه آن مقرُّلَه و آن انساب هم تصديق بنمايند پدر را . مسأله - چنانچه نسب به اقرار « 2 » ثابت مىشود ، همچنين به استفاضه و به فراش هم ثابت مىشود ، آن وقت بين آن ولد و بين و الد و و الده و انسابشان توارث خواهد بود . هفتم از موانع : هرگاه زوج در حال مرض عقد نمايد زنى را و قبل از دخول ، زوج به همان مرض از دنيا برود ، آن وقت آن زوجه از زوج خود ارث نمىبرد و استحقاق مهريه هم اصلًا ندارد . وهرگاه زوج از آن مرض خوب بشود بعد از دنيا برود ، و يا

--> ( 1 ) - با اقرار ولد و اقارب نيز هيچ يك ارث نمىبرند ، بلكه ارث بردن منحصر است به فرزند از پدر و اقرار ديگران را در اين باب ، اثرى نيست . ( 2 ) - فى الجمله .