السيد الخميني
حاشيه بر رسالهء ارث 16
رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 )
ومنها : حق الحضانه ، كه حق خصوص مادر است تا زمان كبارت اولاد در صورت نبودن پدر . و اما در حيات پدر پس در پسر تا دو سال است « 1 » و در دختر تا هفت سال ، مادامى كه مادر شوهر نكرده باشد . ومنها : حق المارّه « 2 » ، به شرايطى كه در محلش مذكور است ؛ چون حق عنوانِ مرور كننده است . ومنها : حق ولاءِ ضمانِ الجريره على المشهور ، چون حقى است از براى ضامنِ جريره به عنوان أنّه ضامن . ومنها : حق السبق در مثل مسجد و مدرسه و رباط ، چون اين گونه حق ، حقى است از براى موقوفٌ عليهم ، مادام الحياة و بقاء الشخص و العنوان . مطلب چهارم در ذكر حقوقى است كه مورّث نمىشوند از جهت آن كه مرجع آنها به حكم است نه حق ؛ اگرچه در بعضى از موارد نظير همان حكم كه از براى مورّث بود از براى ورثه نيز ثابت مىشود به جهت تحقق موضوع آن حكم : منها : حق التصرف و انتفاع به اموال ، چون به موت مورّث جايز مىشود براى وارث تصرف و انتفاع به اموال متخلّفهء از مورّث بعد از ديون و واجبات از تجهيز و وصيتهاى او ، و اين جواز تصرف نه به وراثت از ميت است بلكه به جهت آن است كه اموال به موت مورّث منتقل مىشود به ورثهء او ، و « الناس مسلّطون على أموالهم » . ومنها : حقّ الاجازه در عقد فضولى ، هرگاه مالك قبل الاجازه بميرد از براى ورثه
--> ( 1 ) - با شرايطى كه در محل خود مذكور است و در صورتى كه از شير بريده شده باشد حق ساقطنمىشود على الاحوط ، و حق حضانت اگر چه در صورت فوت مادر با پدر است و با فوت هر دو با خويشاوندان است به نحوى كه در محل خود مذكور است ، لكن به نحو ارث نيست . ( 2 ) - جايز است شرعاً از براى مرور كننده با شرايطش خوردن ، لكن حق نيست و قابل اسقاط و نقلهم نيست .