السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

80

تحرير الوسيله ( فارسى )

و اگر بر الاقرب فالاقرب ، وقف نمايد ، وقف به ترتيب طبقات ارث مىباشد . مسأله 46 - اگر بر اولادش وقف نمايد مرد ، زن و خنثى در آن شريك مىباشند و بين آن‌ها به مساوات تقسيم مىشود . و اگر بر اولاد فرزندانش وقف كند ، اولاد پسرها و دخترهايش را - چه مرد باشند و چه زن - به طور مساوات ، شامل مىشود . مسأله 47 - اگر بگويد : « بر ذريه‌ام وقف كردم » پسرها و دخترها و اولاد بدون واسطه و با واسطهء آن‌ها را - مرد باشند و يا زن - شامل مىشود و طبقات بعدى با قبلىها شريك مىباشند و سرانه به مساوات تقسيم مىشود . و همچنين است اگر بگويد : « بر اولادم و فرزندان اولادم وقف نمودم » ؛ زيرا اين دو ( عبارت ) در اينكه شامل همهء طبقات شود هم ظهور دارد . ولى اگر بگويد : « بر اولادم سپس بر فقرا وقف نمودم » يا بگويد : « بر اولادم و فرزندان اولادم سپس بر فقرا وقف نمودم » بعيد نيست كه خصوصاً در صورت اول ، به بطن اول و در صورت دوم به دو بطن اختصاص داشته باشد . مسأله 48 - اگر بگويد : « بر اولادم نسلى بعد از نسلى و بطنى بعد از بطنى ، وقف نمودم » ظاهراً آنچه كه از آن عرفاً به ذهن مىرسد اين است كه وقف ترتيبى است ؛ پس فرزند با پدرش و پسر برادر با عمويش شريك نمىباشد . مسأله 49 - اگر وقف بودن چيزى بر ذريه از خارج معلوم شود ، ولى معلوم نباشد كه وقف مشترك ( بين طبقات ) است يا ترتيبى ، ظاهر آن است كه در غير از قسمت طبقه اول ، به قرعه رجوع شود . مسأله 50 - اگر بگويد : « بر فرزندانم كه مرد هستند نسلى بعد از نسلى ، وقف نمودم » ، به مردان از مردان در همهء طبقات ، اختصاص دارد و مردان از زنان را شامل نمىشود . مسأله 51 - اگر وقف ترتيبى باشد ، كيفيت آن تابع چيزى است كه واقف قرار داده ، گاهى ترتيب را بين طبقهء سابق و طبقهء بعدى قرار مىدهد و در اين صورت الاقرب فالاقرب نسبت به واقف رعايت مىشود و فرزند با پدرش و پسر برادر با عمو و عمه‌اش و پسر خواهر با دايى و خاله‌اش شريك نمىشود . و گاهى ترتيب را بين خصوص پدرها از هر طبقه و پسرهاى ايشان قرار مىدهد ، پس اگر برادر باشند و بعضى از آن‌ها اولاد داشته