السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
50
تحرير الوسيله ( فارسى )
مسأله 23 - وكالت با مرگ وكيل و همچنين موكّل باطل مىشود ؛ اگر چه وكيل مرگ او را نداند . و با پيدا شدن ديوانگى مستمر بنابر اقوى و در غير مستمرّ بنابر احتياط ( واجب ) و با بيهوشى هر يك از اينها بنابر احتياط ( واجب ) و با تلف شدن آنچه وكالت به آن تعلق گرفته است و با انجام دادن موكّل آنچه را كه مورد وكالت است - هر چند با تسبيب - باطل مىشود ؛ مانند اينكه به او وكالت بدهد كه كالايى را بفروشد ، سپس خودش آن را به فروش برساند ، يا كارى انجام دهد كه با وكالت منافات داشته باشد ، مثل اينكه او را در فروش چيزى وكيل نمايد سپس خودش آن را وقف نمايد . مسأله 24 - براى هر يك از « مدعى » و « مدّعى عليه » ، توكيل در خصومت و مرافعه جايز است ، بلكه براى صاحبان مروّت و شخصيت از اهل شرف و منصبهاى بزرگ ، مكروه است كه خودشان متولى منازعه و مرافعه شوند ، خصوصاً در صورتى كه طرف ، بد زبان باشد . و رضايت طرف معتبر نيست ، پس حق ندارد از خصومت وكيل خوددارى كند . مسأله 25 - وظيفه وكيل مدعى اين است كه نزد حاكم بر مدعى عليه تشريح دعوى نموده و اقامهء بيّنه بر اثبات دعوى نمايد و تعديل بيّنه كند ( عدالت بيّنه را ثابت نمايد ) و منكر را قسم دهد و طلب حكم بر خصم نمايد و خلاصه هر چيزى كه وسيلهء اثبات دعوى است انجام دهد . و وظيفهء وكيل مدعى عليه اين است كه دعوى را انكار نموده و شهود را مورد طعن و خدشه قرار دهد و اقامهء بيّنهء جرح و مطالبهء حاكم به شنيدن بيّنه و حكم به آن نمايد و خلاصه بايد تا جايى كه ممكن است در دفع دعوى كوشش كند . مسأله 26 - اگر مثلًا منكر دين ، در اثناى دفاعيات وكيل از طرف او ، ادعا كند كه دين را ادا كرده و يا طلبكار او را ابراء نموده است ، منكر در اين مرافعه قلب به مدعى مىشود و وظيفه وكيلش اين مىشود كه بر اين ادعا اقامهء بيّنه نمايد و غير آن از چيزهايى كه وظيفهء مدعى است و وظيفهء خصمش ، انكار آن مىشود و چيزهايى كه وظيفهء مدّعى عليه است . مسأله 27 - در خصومت ، اقرار وكيل بر عليه موكّلش قبول نمىشود ؛ پس اگر وكيل مدعى اقرار كند به قبض يا ابراء يا قبول حواله يا مصالحه يا اينكه حق داراى مدت است يا بيّنه فاسق است ، يا اگر وكيل مدعى عليه اقرار به حق براى مدعى بنمايد ، قبول نمىشود و