السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
49
تحرير الوسيله ( فارسى )
اين اذن است در توكيل ديگرى از طرف موكّل و ظاهراً چنين است در صورتى كه بگويد : « ديگرى را وكيل نما » اگر چه خالى از تأمل نيست . مسأله 20 - اگر وكيل دوم ، وكيل از طرف موكّل باشد در عرض وكيل اول خواهد بود ( وكيل دوم از حيث وكالت با وكيل اول يكسان مىشود ) ، پس وكيل اول حق ندارد او را عزل نمايد و با عزل شدن اولى ، دومى عزل نمىشود ، بلكه اگر وكيل اول بميرد وكالت دومى به حالش باقى مىماند . و اگر وكيل دوم از طرف اولى وكيل باشد ، وكيل اول حق دارد او را عزل كند و وكالت او تابع وكالت اولى است ، پس با عزل شدن اولى يا با مرگ او ، دومى نيز عزل مىشود . و بعيد نيست كه موكّل حق داشته باشد كه بدون آنكه اولى را عزل كند ، دومى را عزل نمايد . مسأله 21 - جايز است دو نفر و بيشتر در يك كار از طرف يك نفر وكيل شوند ؛ پس اگر موكّل صريحاً آنها را منفرداً وكيل نمايد يا كلام موكّل ظهور عرفى در انفراد داشته باشد ، براى هر كدام از آنها جايز است كه در تصرف مستقلًا و بدون مراجعه به ديگرى عمل نمايند و گرنه براى هيچ يك از آنها انفراد در عمل مورد وكالت جايز نيست و لو اينكه ديگرى غايب يا عاجز باشد ؛ چه موكّل به انضمام و اجتماع تصريح كرده باشد يا مطلق گذاشته باشد به اينكه مثلًا بگويد : « وكالت دادم به شما » يا « شما دو نفر وكيل من هستيد » و مانند اينها . و اگر يكى از آنها بميرد ، در صورتى كه اجتماع را شرط كرده يا اطلاقى باشد كه در حكم شرط نمودن اجتماع باشد ، وكالت به طور كلى باطل مىشود و در صورتى كه منفرداً وكيل شده باشد ، وكالت شخص باقى مانده به حال خود باقى مىماند . مسأله 22 - عقد وكالت از دو طرف جايز است ، پس وكيل حق دارد خود را در حضور موكّل يا در غياب او عزل نمايد . و همچنين موكّل حق دارد او را عزل نمايد ، ليكن عزل شدن او با عزل كردن موكّل ، مشروط است كه به وكيل برسد ، پس اگر موكّل ، عزل وكيل را انشا كند ولى وكيل اطلاعى از آن نداشته باشد عزل نمىشود . بنا بر اين ، اگر وكيل امرى را كه مورد وكالت بوده قبل از رسيدن خبر - و لو به واسطهء خبر دادن شخص موثقى - انجام دهد ، نافذ مىباشد .