السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
364
تحرير الوسيله ( فارسى )
مسأله 12 - براى فحص و طلب ، كيفيت خاصى نيست ، بلكه معيار آن است كه طلب و فحص شمرده شود ، و فحص به واسطهء فرستادن كسى كه به طور دقيق ، شخص مفقود را با اسم و مشخصات و يا با اوصاف مىشناسد ، به جاهايى كه گمان او مىرود تا آنكه به او دست پيدا كند و به واسطهء نوشتن و غير آنها تحقق پيدا مىكند مانند تلگراف و ساير وسائلى كه در هر عصرى متداول است از او تفقد شود و به درخواست از مسافرين مانند زوار و حجاج و تجّار و غير اينها ، به اينكه از او در مسير و منازل و مكانهاى اقامتشان تفقد كنند و در وقت برگشتن آنها از ايشان خبر گمشده را بگيرند . مسأله 13 - عدالت در كسى كه فرستاده مىشود و كسى كه به او نوشته مىشود و مسافرينى كه از آنها خبر گرفته مىشود معتبر نيست ، بلكه وثاقت كفايت مىكند . مسأله 14 - فحص به وسيلهء فرستادن يا نوشتن و مانند اينها لازم نيست كه از حاكم باشد ، بلكه از هر كسى كه باشد كفايت مىكند ، حتى اگر از خود زوجه باشد در صورتى كه به امر حاكم ، بعد از بردن مرافعه پيش او باشد . مسأله 15 - مقدار فحص به حسب زمان ، چهار سال است و اتصال كامل در سالها معتبر نيست ، بلكه ظاهراً نظير معرفى لقطه در يك سال كامل است ؛ پس همين كه عرفاً صدق كند كه در اين مدت تفحص شده كفايت مىكند . مسأله 16 - مقدار لازم از فحص ، همان متعارف در امثال آن و آنچه كه معتاد است مىباشد ؛ پس استقصاء مملكتها و شهرها لازم نيست و به مجرد اينكه رسيدن او به جايى ممكن بوده باشد و نيز به احتمالات بعيد اعتنا نمىشود ، بلكه در جاهايى كه گمان وجود او و رسيدن او به آنجا هست و احتمال نزديك مىرود تفحص مىشود . مسأله 17 - اگر معلوم باشد كه او در زمانى در شهر معينى بوده است سپس اثر او منقطع شده ، اول از همان شهر به طور متعارف جستجو مىشود و تفقد از او در اجتماعات و مجامع عمومى و بازارها و تفرجگاهها و بيمارستانها و كاروانسراهايى كه آمادهء براى نزول غرباء است و مانند اينها در آن شهر ، كفايت مىكند و لازم نيست كه اين محلها به طور استقصا تفتيش يا سؤال بشود ، بلكه اكتفا كردن به آنچه كه معتنابه است از جاهاى مشهور