السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

362

تحرير الوسيله ( فارسى )

مستقلى است در زمان عده ، پس اگر از روى معصيت يا نادانى يا فراموشى در تمام مدت عده يا در قسمتى از آن ، حداد را ترك نمايد ، از نو گرفتن عده و جبران آنچه كه بدون حداد عده گرفته است واجب نيست . مسأله 6 - در وجوب حداد بين زن مسلمان و زن ذمّى فرقى نيست ، چنان كه ظاهراً بين زن دائمى و منقطعه فرقى نمىباشد ؛ البته عدم وجوب حداد بر زنى كه مدت تمتعش كوتاه باشد مانند يك روز و دو روز بعيد نيست ؛ و آيا بر صغيره و مجنونه واجب است يا نه دو قول است ، كه اشهر آن‌ها وجوب آن است ، به معناى اينكه بر ولىّ آن‌ها واجب است ، پس بايد آن‌ها را مادامىكه در عدّه هستند از تزيين دور كند و در آن تأمل است اگر چه احوط ( وجوبى ) است . مسأله 7 - براى زنى كه عدهء وفات گرفته ، جايز است كه از خانه‌اش در زمان عدّه بيرون رود و در حوائجش رفت و آمد كند خصوصاً اگر ضرورى باشد يا خروجش براى امور راجحى باشد ، مانند حج و زيارت و عيادت مريض‌ها و زيارت ارحامش و مخصوصاً پدر و مادرش ؛ البته سزاوار بلكه احوط ( استحبابى ) آن است كه فقط در خانهء خودش كه در زمان حيات شوهرش در آنجا ساكن بوده يا جهت عده گرفتن به آن منتقل شده ، بيتوته نمايد ؛ به اينكه بعد از ظهر خارج شود و در وقت عشا برگردد ، يا بعد از نصف شب بيرون برود و صبح برگردد . مسأله 8 - در اينكه مبدأ عدّهء طلاق از وقت وقوع طلاق است اشكالى نيست ؛ زوج حاضر باشد يا غائب ، به زوجه خبر رسيده باشد يا نه ؛ پس اگر او را در حال غايب بودن ، طلاق دهد و خبر به او نرسيده باشد مگر بعد از اينكه مقدار عدّه گذشته باشد ، پس عدّه‌اش منقضى شده است و عده‌اى بعد از رسيدن خبر بر او نمىباشد . و عدّهء فسخ و انفساخ ظاهراً مانند عدهء طلاق است . و همچنين است عدّهء وطى به شبهه ، اگر چه احتياط اين است كه از وقت بر طرف شدن شبهه ، عده بگيرد ؛ بلكه اين احتياط نبايد ترك شود . و اما عدهء وفات ، پس اگر زوج در حالى كه غايب است بميرد ، پس عدهء زن از وقت رسيدن خبر به او است . و بعيد نيست كه اين حكم به صورت غايب بودن شوهر اختصاص نداشته