السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

260

تحرير الوسيله ( فارسى )

دائمى و همچنين است در زوجهء حرّهء دائمى با اذن او . و اما بدون اذن او دو قول است كه مشهورترين آن‌ها جواز آن با كراهت است و اين قول اقوى است ، بلكه در زنى كه معلوم است كه بچه نمىآورد و در زن مسن و سليطه و بد زبان و زنى كه فرزندش را شير نمىدهد ، بعيد نيست كه مكروه نباشد ، چنان كه اقوى واجب نبودن ديهء نطفه بر او است اگر چه به حرمت آن قائل شويم . و گفته شده كه وجوب ديه بر عهدهء زوج براى زوجه است و آن ده دينار است و اين قول در نهايت ضعف است . مسأله 15 - براى هر يك از زوج و زوجه جايز است كه به جسد ديگرى - ظاهر و باطن آن - حتى به عورت نگاه كنند . و همچنين مس هر كدام از آن‌ها - با هر عضو او به هر عضو آن ديگرى ، با تلذذ و بدون تلذذ - جايز است . مسأله 16 - نگاه كردن مرد به مثل خودش ( مرد ) به غير از عورت ، مادامىكه با تلذذ نباشد جايز است چه منظور اليه ( كسى كه مورد نظر واقع مىشود ) پير باشد يا جوان ، خوش صورت باشد يا زشت . و « عورت » ، عبارت است از قبل و دبر و دو بيضه . و همچنين در جواز نگاه كردن زن به غير از عورت ، از مثل خودش ( زن ) اشكالى نيست و اما نگاه كردن به عورت او حرام است مثل مرد . مسأله 17 - براى مرد جايز است كه به بدن محارمش غير از عورت در صورتى كه با تلذذ و ريبه نباشد نگاه كند . و مقصود از محارم زنانى هستند كه ازدواج با آن‌ها از جهت نسب يا شير خوردن يا مصاهره ، حرام است . و براى آن‌ها هم جايز است كه به غير از عورت ، به بدن او بدون تلذذ و ريبه نگاه كنند . مسأله 18 - نگاه كردن مرد به غير از صورت و دست‌ها تا مچ زن بيگانه ، از مويش و بقيهء بدن او بدون اشكال جايز نيست ؛ چه در آن تلذذ و ريبه باشد يا نه . و همچنين است صورت و دست‌ها در صورتى كه با تلذّذ و ريبه باشد . و اما بدون آن ، دو قول ، بلكه چند قول هست : جواز آن مطلقا ، عدم جواز آن مطلقا ، تفصيل بين يك نگاه كه جايز باشد و تكرار نگاه كردن كه جايز نباشد ؛ و احوط ( وجوبى ) اقوال وسطى آن‌ها مىباشد . مسأله 19 - نگاه كردن زن به مرد بيگانه جايز نيست همان گونه كه نگاه مرد به زن بيگانه