السيد الخميني
مصباح الهداية 56
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
محققان از عرفا ، اشاره و تصريح كردهاند به آنكه « اسم اعظم » در مرتبهء احديت با باطن حقيقت محمّديه به وجود جمعى تحقق داشت ؛ و حقيقت محمّديه ، كه صورت اين اسم اعظم و مشتمل بر اعيان كافّهء حقايق امكانيه است بحيث لا يشذّ عن حيطة تحقّقه عين من الأعيان ، در حقيقتِ أسماء كليه و جزئيه ( اسم اعظم ) كامن ، و در عين اين اسم به استجنان جمعى اجمالى به جميع شؤون و اطوار متصف بود ؛ و از تجلى ثانى به فيض اقدس در حضرت علميه ، يعنى علم تفصيلى ، به ظهور اسم اعظمْ آن باطن ظاهر شد ؛ و در اين باره در « مصباح » سى و پنجم فرمودهاند : هذه الحضرة حضرة « القضاء » الإلهي ، و « القَدَر » الربوبى « 1 » ، وفيها يختصّ
--> ( 1 ) - به عقيدهء ارباب عرفان و اصحاب ايقان « قضاء » عبارت است از علم جمعى الهى ، كهبه آن مرتبهء « احديت » اطلاق كردهاند . و به تعيّن ثانى و حضرت ارتسام و مقام واحديت « قدر » گفتهاند . برخى از ارباب معرفت مقام احديت را « قضاء اوّل » ، و مقام واحديت را « قضاء ثانى » و « قدر اوّل » دانستهاند . و استاد محقق در اين موضع از رساله قول دوم را اختيار كردهاند . و در برخى از آثار خود هر يك از قضاء و قدر را تقسيم كردهاند به « قضاء علمي » و « قدر علمي » ، و « قضاء عينى » و « قدر عينى » . نزد ارباب اين فن شريف ، عقل اوّل ، كه به آن « قلم » اطلاق كردهاند ، اوّلين قضاء در مرتبهء فعل است ؛ و بر صور و نقوشى كه از « قلم » ، كه كاتب آن حق است ، به مقام ظهور مىرسد و حقايق امكانيهاى كه از مقام اجمال به مرتبهء تفصيل مىآيند « قدر » اطلاق كردهاند . نتيجتاً مرتبهء عقل ثانى نسبت به عقل اوّل « قدر » ، و نسبت به عقل ثالث « قضاء » مىباشد . و آخرين مرتبهء « قدر » عالم ماده و شهادت است . به عبارت ديگر ، عرفا مقام « قدر » را مرتبهء « اعيان ثابته » مىدانند ؛ ( و اينكه گفتهاند انسان كامل به سرّ قدر آگاه است از آن جهت است كه كاملْ ولوج در مرتبهء « واحديت » دارد . ) اما قضاء را بر تعيّن اوّل و مرتبهء علم اجمالى و حضرت « احديت » اطلاق كردهاند . ولى مراد مصنف ، قدس سره ، آن است كه علم تفصيلى حق به اعتبار نسبت آن با اقلام وجوديه « قضاء » ناميده مىشود ؛ و به اعتبار آنكه از قضاءْ « علم اجمالى » اراده شود ، به « قدر » موسوم مىگردد . حكما قضاء را « عقل اوّل » يا جميع اقلام وجوديه دانستهاند ؛ و مرتبهء قدر را « الواح قدريه » مىدانند كه مشعر است به وجود موجودات در صورت و مرتبهء كثرت كه آخرين مرتبهء آن عالم « شهادت » است . پس در سلسلهء كون هر موجود دانى نسبت به عالى و ما فوق خود « قدر » ، و موجود عالى نسبت به دانى و مادون « قضاء » است .