السيد الخميني

مصباح الهداية 47

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )

علميه و ارتسام . به عبارت واضح‌تر ، آنچه در عرصهء علم ظاهر شود و با باطنْ در اين مشهد باشد ، يا ظاهر در وجود خارجى ، و يا باطن در خارج باشد ( چه آنكه هر شىء چه در علم و چه در عين متحقق باشد داراى جهت ظهور است و جهت بطون : هو الظاهر و الباطن ) . كلًا برگشت همهء اين حقايق به اصل وجود است ؛ و اين وجود است كه به اسم « ظاهر » و « باطن » متجلى در حقايق است . و اين احكام من الازل إلى الابد جارى است . و عجب آنكه مع هذا جميع اشيا از جهت امتيازات و اختلافات ، كه آن هم به آن اصل منتهى شود ، به عدم باز مىگردد . حاصل كلام آنكه صور ادراكيه و تعيّنات نازل ، كه بر عقل و اذهان ما از مبادى عاليه و اقلام قضائيه و الواح قدريه ظاهر شوند ، اشعات و اظلال و ظهورات آن مبادى عاليه‌اند كه در نفوس بر سبيل انعكاس و قبول قيود و تنزلات تحقق يابند . و آنچه كه از غيب بر عقول و نفوس طالع شود ، برگشت آن نوازل به وجود مطلق است ، و بلكه عين وجود است . اعتبارات غير متناهيه در « وحدت » به معناى دوم - كه متعلق آن ظهور ذات است - از جهت ظهور ذات به تعيّن واحدى ( و همين جا اشاره مىكنيم كه ابديت آن از جهت مبدئيت نيز به نسبت فيضى است كه از غيب ذات لا ينقطع ، به ظهور اعيان ثابته ، ظاهر مىگردد . كه آن نيز به نوبهء خود به تبع أسماء الهيه است ؛ و دايماً اعيانْ به لسان استعداد ذاتى و قابلى طالب ظهور خارجىاند و فيض از مجالى اسمائيه هرگز منقطع نمىگردد . ) و نيز اعتبار حقيقت احدى - كه متعلق آن بطون ذات است - قادح وحدت و بساطت ذاتى ذات نمىباشد ، و حقيقت در مقام ظهور كثرت اسمائى و اعيانْ هرگز كثرت واقعى نپذيرد ؛ و ظهور