السيد الخميني

مصباح الهداية 45

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )

مانند اصل وجود و ذاتْ غير متعين دانستيم ، منطبق بر احديت ذاتيه است كه از آن به « حقيقة الحقايق » تعبير كرده‌اند . اما اطلاق « واحد » به حق و اتصاف آن حقيقت به وجود مطلق ، الواجب الواحد المتفرِّد ، ملازم است با : تعيّن الوجود في النسبة العلمية الذاتية الإلهية . والحقّ من حيث هذه النسبة يسمّى عند المحقّق ب « المبدأ » ، لا من حيث نسبته غيرها « 1 » . عرض شد كه اصل وحدتى كه « احديت » و « واحديت » از آن منتشأ گرديد عين ذات كرّوبى جهات حق است ، و نتوان آن را از معانى و اوصاف زايد پنداشت . و ليكن آن وحدت كه « تعين خفى » به آن اطلاق توان كرد ، دو اعتبار در آن ملحوظ است كه منشأ جميع اعتبارات وارده بر حقيقة الحقايق است : يكى از آن دو اعتبار ملازم است با سقوط جميع اعتبارات ؛ كه در اين فرضْ متعلق آن وحدتْ بطونِ ذات است ؛ و اسم « احد » از اين جهت به حق اطلاق مىشود . و اين اسم مضاف است به ذات از جهت اطلاق و ازليت آن . و به همين جهت بوده است كه گفته‌اند در مفهوم « احد » نسبت سلبْ احقّ يا اقوا از نسبت ثبوت و ايجاب است . در كريمهء مباركه مذكور است : قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و معلوم است كه مرادْ نفى كليهء كثرات و قلع جميع جهاتى است كه از آن استشمام كثرت مىشود . و اسم « احد » از لوازم آن حقيقة الحقايق است . اما اگر متعلق آن وحدتْ ظهور ذات ملحوظ شود ، اين وحدت ، كه اصل الأصول كليهء جهات و اعتباراتِ طالع از وحدت اوّل است ، « تعين ثانى » نام دارد . و از « تعين اوّل » به إنّه أوسع التعيّنات ، و هو مشهود الكمّل ، و هو التجلّي الذاتي ،

--> ( 1 ) - النصوص ، صدر الدين قونوى ، ص 18 .