السيد الخميني
مصباح الهداية 38
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
امام - عليه الرحمة و الرضوان - سورهء مباركهء « قَدْر » را تفسير و اشاراتى به « تأويل » نيز نمودهاند . در « مصباح » سى و يكم مؤلف علامه به بيان معناى حديث منقول از حضرت ختمى مقام در جواب سؤال أبو رزين عقيلى و تحقيق در حضرت « عمائيه » پرداختهاند ، كه حقير در مباحث گذشته آن را بيان داشت . و نيز در اوايل بحث ، در نحوهء ظهور تعيّن وجود مطلق به « احديت » و « واحديت » مفصل بحث نموديم . [ گفتار در اعيان ثابتة و حقيقت آن ] در مقام بيان اين مطلب مهم موجود در مسفورات ارباب عرفان كه « الأعيان الثابتة ما شمَّت رائحة الوجود و لم تشمَّ » . و اين اصل مسلم كه سنخ وجود متحقق بالذات است ، و تقرير آنكه به چه نحو مىتوان قبول كرد كه الأعيان الثابتة وجودات خاصّة علمية . اشاراتى و تنبيهاتى لازم است . نقل و تحقيق مرحوم مبرور ، آقا ميرشهابالدين نيريزى شيرازي ، از تلاميذ بزرگ استاذ مشايخنا العظام ، ميرزا محمدرضاى قمشهاى - رضوان اللَّه عليهما « 1 » - در مقام
--> ( 1 ) - آقا ميرشهابالدين نيريزى به اسم « آقامير » شهرت داشت . او معاصر آقا ميرزا هاشماشكورى ، و آقا ميرزا حسن كرمانشاهى بود . علاوه بر تدريس آثار ملاصدرا ، حوزهء درسى در تفسير قرآن مجيد داشت كه خواص از تلاميذ او در درس تفسيرش حضور مىيافتند . نام اين درس « تفسير الإلقاء » بود . از افادات او در اين درس تبحر او در علوم قرآنى به خوبى معلوم مىگردد . مرحوم آقا ميرزا محمدرضا - يا به قول آقا ميرزا مهدى آشتيانى « آمْ رضا » - در اوايل ورود به طهران ، در ايام تعطيلى ، برخى از آيات قرآنيه را ( آيات ذات و صفات و افعال و آيات ولايت و آيات هدايت و مختصر آيات متفرقه كه داراى مضمون مشترك هستند ) تفسير و تأويل مىنمود . اما بعدها به عللى آن بحث را ترك نمود . آقا مير شهابالدين حكيم شيرازي در دوران تدريس دنبال كار استاد را گرفت ، و از عهدهء اين كار برآمد ؛ ولى مانند استاد خود در بيان تأويل آيات يد باسط نداشت . آقا محمدرضا پيرامون سورهء مباركهء « الكوثر » درست شش ماه تمام بحث كرد . گفتهاند در اثناى بحث صورت او برافروخته و طلاقت لسان و عذوبت بيان در او رو به اشتداد مىرفت تا بدان حد كه شخص مستعد از تأثير بياناتش مدهوش مىشد .