السيد الخميني
مصباح الهداية 12
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
اقدس در تعيّن ثانى ظاهر مىشود متعلق مشيّت است ؛ و شامل امورى نيز مىشود كه در حضرت علميه هميشه مستور و از قبول وجود عينى ابا دارند . و اراده تعيّن و تنزل همان مشيّت است ؛ و هر دو از اظلال تعيّن اوّل ، و همه ظلّ ذاتاند . و از تضاعف اظلال نوبت ظهور حق در مجالى و مظاهر عالم ماده و استعداد رسيد ؛ و آن نقطهء سيال به حركت انعطافى بعد از طى درجات عروج ، يا « معراج تحليلى » ، به عروج تركيبى روى آورد . و به بيان ديگر ، حقيقت مطلقهء وجود ، يا حب و عشق ، در صورت ظاهرى و لباس مظهرىْ تنزل به صورت بسايط عنصريه نمود ؛ و همان رقيقهء عشقيهء پنهان در بسايطْ ميل به طرف تركيب نام گرفت كه : « طبايع جز كشش كارى ندانند * حكيمان اين كشش را عشق نامند » « 1 » و در تعبير از آن به « جمال » ، نوعى لطفْ مستور يا آشكار است . عبدالرحمن جامى اين نغمهء حقيقت را - كه نزد اهل ذوق و وجد و حال از نغمههاى روحانى ، و نزد محرومان از لطف حقْ نامطلوب ، و چه بسا مكروه ، تلقى شود - نواى عزت معشوقى و نالهء غربت عاشقى خوانده ، و هر يك از جمال و عشق را ، كه به منزلهء هزاردستان عالم رازند ، به مرغى تشبيه فرموده است كه از آشيانهء وحدت پريده و بر شاخسار مظاهر ظاهر گرديده ، كه « اگر نواى عزت معشوقى است از آنجاست ؛ و اگر نالهء غربت و محنت عاشقى است هم از آنجاست » « 2 » .
--> ( 1 ) - خمسهء نظامى گنجوى ، ص 108 ، مثنوى خسرو و شيرين . ( 2 ) - عبارت از جامى است .