السيد الخميني
مصباح الهداية 209
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
و اللَّه لو حلف العشّاق أنّهم * صرعى من الحبّ أو موتى لما حنثوا در اينكه آيا بين ابن عربى و ابن فارض ملاقات واقع شده است ، و يا آنكه بين آن دو هرگز ملاقات رخ نداده است ، به ضرس قاطع نمىتوان حكم كرد . نوشتهاند شيخ در زمانى كه ابن فارض در مصر بوده به آنجا سفر كرده است ، ولى نظر به آنكه ابن فارض نيز گاه مصر را ترك مىكرده ، مىتوان تصور كرد كه در زمان سفر شيخ به مصر ، ابن فارض در مكه يا مكانى ديگر بوده و شيخ را نديده بوده است « * » . اين مطلب مهم - كه بسيارى از خواص آن را نقل كردهاند - كه ابن فارض در زمان سرودن « تائيهء كبرى » در حال جذبه و شور و در حالت سُكرِ حاصل از عشق به حق و جذبات متواليهء توأم با صحو بر سر مىبرده و توجه به طعام و آشاميدنى نداشته است ، نبايد مايهء تعجب شود . چه آنكه او عارف واصلى است
--> ( * ) - از معاصران اين دو بزرگ ، المقرّى ، نقل كرده است كه ابن عربى با ابن فارض ملاقاتكرده بود و از او اجازه خواسته بود كه « تائيهء » او را شرح نمايد ، و ابن فارض به شيخ گفته بود : فتوحات مكّيهء تو شرح تائيّهء من است . اما بعيد است كه قونوى از چنين موضوع با اهميتى بىاطلاع بوده ، و با آنكه علاقهء بسيار به تائيّه و تدريس آن در مصر و شام و قونيه ، براى اصحاب خود و مريدان ابن فارض داشته ، از نقل چنين ملاقاتى خوددارى كرده باشد . برداشت قونوى از تائيه و عظمتى كه براى اين اثر بىنظير قايل بوده ، بهترين دليل است بر اينكه ابن فارض از ابن عربى و الفتوحات المكّية او استفاده نكرده است . وانگهى ، در تائيّه نقصى وجود نداشته است تا شرح آن محتاج به رجوع به آثار ابن عربى باشد . شخص قونوى اعتقاد كامل داشته كه اين اثر عظيم ، كه در بيان اطوار عشق به وجود آمده ، در حد خود تام و تمام بلكه فوق التمام است ، و هيچ نثر و نظمى به فارسي و عربى همسنگ تائيّه نيست ؛ و به مريدان خود سفارش مىكرده است كه به مطالعه و حفظ آن بپردازند .