السيد الخميني

مصباح الهداية 181

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )

فيضْ نفسِ ظهورِ وجودِ حقيقى است ، عين ربط به حق است و جهتى غير از جهت حكايت ندارد ؛ و حاكى در رتبهء محكىّ عنه واقع نشود . و از لحاظ سريان در اشيا و ظهور در مراتب كثرات نيز حكمى دارد . چه آنكه اين حقيقتِ سارىْ ظاهر در اشياست به نفس ظهور حق ؛ زيرا حقيقت وجود از حقايق ارساليه است و سريان در اشيا دارد ؛ و « نفس رحمانى » از آن جهت كه متنزل از غيب وجود است ، متعلق اراده و مشيّت و علم فعلى حق است . اين حقيقت ساريه و رحمت واسعهء الهيه در مرتبهء فعلْ نفس علم و اراده و مشيّت فعليه مىباشد ؛ و مسبوق الوجود است به علم و اراده و قدرت و ديگر صفات عامهء وجود . اين حقيقت مرسله و مطلقه ، كه ظل وجود حق است ، از جهتى عين وجود مطلق عارى از قيد اطلاق است ؛ و از جهت سريان و ظهور در مظاهر مقيده عين مقيدات است كه از آنها به « اثر » تعبير كرده‌اند . و از جهت آنكه نفس ظهور حق است و ظهور الشيء بجهة الإطلاق عين شىء است ، احكام غيريت مغلوب احكام وحدت است . و از آنجا كه سارى در كليهء كثرات است ، يعنى از جهت سريان اطلاقى ، در مراتب صعود و نزول قبول قيود نمايد و معروض معانى ماهويهء سرابيه گردد : در عقلْ عقلْ و در نفس نفس است ؛ و در هر شىء كه ظاهر گردد عين آن شىء است از جهت قبول حدود ، و غير آن شىء است از جهت اطلاق ؛ واللَّه من ورائهما محيط . و در لسان شرع بر « وجود منبسط » و مشيّت و ارادهء فعليه و رحمت واسعهء الهيه و « حقّ مخلوق به » و « قيّوميت ظليه » و « حقيقت محمديه » و علويه « هَباء » اطلاق گرديده . و نيز بر اين حقيقت ، كه خمير مايهء مخلوقات است ، « مادة المواد » و « حقيقةالحقايق » نيز اطلاق كرده‌اند . سريان عشق و حب در مرتبهء فعلْ